دوشنبه, 03 تیر 1392 ساعت 08:41

دستگاه بيوفيدبك GSR

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

GSRمـخـفـــف  Galvanic Skin Response  اســت و بــراي سـنـجــش تـغـييـرات مقـاومـت واكنـش‌هـاي گالوانیک پوست (تغييرات سيستم سمپاتیک) به‌كار مي‌رود.

 

 در اثر يك تحريك عاطفي يا جلب توجه كننده، در پوست كه حاوي غدد عرق ميباشد دو پديده از خود

نشان ميدهد. اين دو پديده يكي كاهش در مقاومت و ديگري تغير در پتانسيل ميباشد.

    براي صحت و درستي اندازه گيري هر كدام از اين پديده ها بايد به نوع و مكان الكترودها، الكتروتيتهاي مورد استفاده با آنها و نيز مشخصات دستگاه اندازه گيري توجه خاصي مبذول شود. به تغير در مقاومت   پاسخ exosomatic مي گويند و تغيير پتانسيل، پاسخ endosomatic  گفته مي شود.با اينكه اين دو پديده بيش از يك قرن است كه مورد بررسي قرار گرفته اند ولي هنوز اسامي و سمبل هاي متفاوتي براي آنها استفاده مي شود و عنوان استاندارد شده اي وجود ندارد.

   تغيير پتانسيل توسط  Tarchanoff  در سال 1890توضيح داده شد.اين رويداد بيوالكتريك اغلب به نام پتانسيل پوست نيز ناميده مي شود.براي اندازه گيري اين سيگنال يك الكترود روي ناحيه اي كه داراي غدد تعريق مي باشد( فعال) و الكترود ديگري روي ناحيه اي عاري از غدد عرق يا ناحيه اي كه توسط سائيدن پوست به صورت غير فعال و مرجع در اورده شده است،قرار داده مي شود. اگر هر دو الكترود روي ناحيه فعال قرار بگيرند،تغيير پتانسيل مشابه ايجاد مي كند اختلاف پتانسيل بين الكترود ها صفر خواهد بود.اختلاف پتانسيل نقاط مختلف بدن توسط    Edelberg(1967) جمع آوري شده است.

   تغيير مقاومت (يا معكووس آن تغير رسانايي ) در سال 1888 Fere كشف شد.او گزارش هايي از كاهش مقاومت بين الكترود هايي كه قدامي يا بازو و پاي فردي كه تحت تحريكات صوتي و تصويري قرار گرفته بود، ارائه كرد.Fere پيشنهاد كرد كه اين پديده مي تواند در مطالعه فيزيوتوژي – روان شناسي باليني با ارزش باشد. از زمان Fere تا كنون افراد زيادي نواحي مختلف پوست را براي مشخص كردن نقاطي كه بيشترين تغيير مقاومت را در پاسخ به تحريك ايجاد مي كنند، مورد مطالعه قرار داده اند.

   مقاومت پوست يا معكووس آن رسانايي مي تواند به دو صورت tonic  وphasic توصيف شود.پاسخ Tonic به سطح baseline مقاومت پوست بدون هيچگونه رويداد محيطي خاصي گفته مي شود، پاسخ tonic معمولا" سطح مقاومت پوست (ُُ( SRL يا معكووس آن سطح رسانايي پوست (SCL) ناميده مي شود. افراد در مقدار SRL با يكديگر متفاوت هستند.

   البته پاسخ Tonic با توجه به شرايط رواني و نيز تنظيمات سيستم عصبي خود مختار در طول زمان تغيير مي كند. پاسخ فازيك به تغييراتي در مقاومت يا رسانايي پوست گفته مي شود كه در اثر رويدادهايي كه اتفاق مي افتد، ايجاد مي شود.تحريكات محيطي شامل تحريكات صوتي، تصويري و.... تغييرات وابسته به زمان را در مقاومت( يا رسانايي) پوست ايجاد ميكنند. اين تغييرات معمولا" پاسخ مقاومتي پوست (SRR) يا معكووس آن پاسخ رسانايي پوست (SCR) ناميده مي شوند. SRR يك تغيير در مقاومت پوست است كه بعد ازچند ثانيه  دوباره به سطح پوست baseline مقاومت پوست يا همان پاسخ tonic بر ميگردد .كه اين تغييرات فازيك اغلب به صورت ساده GSR ناميده مي شوند.GSR پاسخ psychogalvanic پوست نيز مي نامند.

 

   آناتومي و فيزيولوژي عمومي پوست و غدد عرق:

 

 پوست از نقطه نظر بافت شناسي شامل سه لايه است به نامهاي :1-اپيدرم 2-درم 3- سابدرم.

     1-اپيدرم:لايه خارجي پوست است كه خارجي ترين لايه آن لايه شاخي است. عمدتا" از سلول هاي پوستي خشك و مرده تشكيل مي گردد و مقاومت بالايي را در برابر هر نوع بار الكتريكي ايجاد مي نمايد.

     2-درم:در لايه درم كه در زير اپيدرم قرار گرفته است به وسيله اعصاب و عروق خوني به خوبي پشتيباني مي گردد.

     3-سابدرم:اين لايه را زير جلدي هم مي نامند و در زير درم واقع شده است و به عنوان جايگاهي براي دو نوع غدد عرق تلقي مي گردد.غدد اپوكرين:كه عموما" در ناحيه زير بغل و نواحي تناسلي يافت مي شوند.

بنانراين عملا" اين نواحي نمي توانند براي ثبت فعاليتهاي الكترودرمال بكار روند.

         - غدد آكرين:تقريبا" در سراسر سطح بدن منتشر گشته اند ولي روي سطوح كف دستها و پاها تراكم بيشتري دارند.

   غدد آكرين به صورت پيچ خورده در لايه سابدرم واقع شده اندو شامل دو قسمت اصلي است:

                       الف)قسمت ترشحي كه مسئول انتشار حركت عرق از لايه سابدرم به لايه درم است.

                       ب) قسمت خارج كننده.

   غدد اكرين به عنواو مجراي غده عرقي شناخته مي شودو ساختماني نسبتا" مستقيم دارد و در مسير خود از لايه درم كه مملو از عروق خوني و اعصاب است، به سمت اپيدرم پيش مي رود. در لايه شاخه اپيدرم مجددا" پيچ خورده تا به سوراخ عرق برسد.

   ساختمان پيچ خورده غدد عرقي در اپيدرم اجازه انتشار هر چه بيشتر عرق به سلولهاي اطراف را ميسر مي سازد. از آنجايي كه اعصاب رسانه اي(neurotransmeter) پس گر    غدد عرق از نوع استيل كولين ميباشد و گيرنده دخيل در اين كار، به عنوان رسپتورهاي موسكاريني طبقه بندي ميشود. غدد عرق تنها به وسيله سيستم عصبي سمپاتيكي بدون وجود الياف پاراسمپاتيك عصب دهي مي شوند. بنابراين بازگشت يك پاسخ الكترودرمال به سطح تونيك، به بازجذب غير فعال عرق با ميزان رطوبت طبقه شاخي و بازجذب فعال آن بستگي دارد.غدد عرقي به طور طبيعي بر حسب شرايط هموستاز تخليه مي شوند.

   غده عرق زماني شروع به ترشح عرق مي كند كه يك سيگنال از سيستم عصبي سمپاتيك دريافت نمايد. همچنان كه عرق در مجرا بالا مي آيد، يك سيستم انطباقي بيولوژيك كه به صورت بازجذب غير فعال عمل

مي كندو از مرطوب شدن بارز پوست جلوگيري مي كند.

   همچنين مكانيسم ديگري وجود دارد كه به صورت بازجذب فعال عمل مي كند و براي خارج نمودن عرق از مجرا و نيز بازگرداندن آن به يك وضعيت پايدار طراحي گرديده است.

 

  شكل الكترود-الكتروليت:

   با توجه به شكل (‌‌‌‌‌2) مدل ساده اي از مدار معادل بين الكترودهاي سطح پوست در نقاط يك و دو را ارائه مي نمايد.اين مدار معادل از سه بخش تشكيل شده است.ارتباط بين الكترود و الكتروليت و پوست و بافت ها و مايعات بدن.

 

بخش الكترودالكتروليت:                                                                                                                          Ehc: نمايشگر پتانسيل نيم پيل است و مقاومت سري Rs اثر مقاومتي ژل بين الكترود پوست را نمايش مي دهد.

   Cd,Rd: رفتار الكترود- الكتروليت را مدل مي سازند. در ضمن عناصرRd,Cd بر خلاف انتظار مقاديري وابسته به جريان و فركانس مي باشند.

    Rd:با افزايش سطح و چگالي جريان و فركانس تحريك كاهش مي يابد.

   Cd: با افزايش فركانس كاهش يافته ولي با افزايش چگالي جريان و افزايش سطح، افزايش مي يابد.

   :Ehcنيز به مواردي چون جنس فلز، نوع الكتروليت و غلظت يوني و نيز دما بستگي دارد.

 

-مدار معادل پوست شامل موارد زير است :

    Rsc,Csc : مدارهاي معادل لايه stratum corneum مي باشند.دامنه Rsc به نوع الكتروليت استفاده شده و نيز ميزان تعريق وابسته است.

   R: مقاومت بخش هايي را نشان مي دهد كه نفوذ پذيري آنها تغيير كرده است و در SRR نقش دارند.SRR  و Rو Rsc هر دو بازاي تحريك كاهش مي يابند.

   E: تغييرات ولتاژي را نشان مي دهد كه توليد كننده پاسخ پتانسيلي پوست مي باشد.

 

   مدارهاي معادل بافت ها و مايعات بدن:

     R,R`t: مقاومت هاي R, R`t مقاومتهاي خارج سلولي و داخل سلولي را نمايش مي دهند.

    :Ctمدل خازني غشاء سلولي را نشان مي دهد.

 

    جنس و نوع الكترود الكتروليت:

   جنس و نوع الكترود و الكتروليت يكي از موارد مهمي است كه بايد در ثبت   GSR مورد تئجه قرار گيرد.  نحوه انتخاب اين دو عامل مي تواند دامنه تغييرات در مقاومت پوست را تغيير دهد. تحقيقات نشان داده اند كه محلول كلريد سديم، كلريد آمونيوم و سولفات پتاسيم، GSR را% (100-300) افزايش مي دهند.كلريد الومينيم تغييرات مقاومت را %1000زياد مي كند و كلريد روي پاسخ را تقريبا" دو برابر مي كند. البته دامنه اين افزايش به جهت جريان نيز بستگي دارد.محلولهاي پاك كننده رقيق، اسيد استيك و مواد قليايي، SRR را كاهش مي دهند. محلول كلريد سديم تاثيرات بسيار ناچيزي روي GSR دارد و Edelberg براي ثبت سيگنال  GSR استفاده از اين محلول را توصيه مي كند. علاوه بر اين Edelberg در سال 1967 بيان كرد كه الكترودهايي كه براي ثبت سيگنال هاي ECG,EEG به كار مي روند براي ثبت SRR مناسب نيستند. همچنين در مورد نوع فلزي كه براي ساخت الكترود مورد استفاده قرار مي گيرد، بايد دقت كافي مبذول داشت. زيرا اين فلز

مي تواند با الككتروليت واكنش داده و نمكي ايجاد كند كه اين نمك سبب كاهش يا افزايش SRR گردد.(1)

   امروزه الكترودهاي Ag-AgClبه همراه يك محلول ضغيف كلريد سديم كه مشابه عرق است مورد استفاده قرار مي گيرند.Edelberg در سال 1967 نشان داد استفاده از محلول %0.3NaCl در يك خمير نشاسته اي همراه با يك ماده نگاه دارنده براي ثبت هاي طولاني مدت مناسب است. براي ثبتهاي كوتاه مدت محلول رقيق NaCl كفايت ميكند.

   خراش دادن ناحيه زير الكترود مي تواند ولتاژهاي ناخواسته اي ايجاد نمايد.بريدگيها و زخمهاي پوستي GSR و سطح مقاومت پوست را مي كاهد.

   به طور كلي الكترودهاي مستعمل توسط شركتهاي سازنده شامل : 1-AgAgcl 2 – برنج كه سطح آن از نيكل پوشيده شده است .البته برخي محققين معتقدند كه الكترود نوع دوم ، احتمال وقوع انواعي از مشكلات مداخله كننده الكتريكي نظير پلاريزاسيون را تشديد مي كند.الكترودها زماني پلاريز مي شوند كه خصوصيات الكتريكي روي الكترودهابا كسب شارژ الكتريكي تغيير كند.اين پلاريزاسيون مي تواند سبب بروز انحراف از سطح تونيك پوست (سطح پايه يا در حال استراحت) گردد.(5)

   پلاريزاسيون الكترود سبب به وجود آمدن منشاء اندازه گيري شده غير حقيقي مي گردد.(5) البته اين مسئله بايد خاطر نشان گردد كه تمامي الكترودها، صرف نظر از ساختار تركيبي آنها،‌ در برابر مشكلات پوست حساس هستند.

 

  اقداماتي كه جهت گرفتن يك سيگنال  GSR‌مطلوب بايد صورت گيرند:

   - يك روش مناسب براي كم كردن پلاريزاسيون عبارت است از جدا نمودن دوره اي سيمهاي متصل به الكترودها و تعويض آنها بين الكترودها مي باشد. بنابراين جهت شارژ الكتريكي عبوري از بين الكترودها، معكوس مي گردد.

   - الكترودهاي Ag-AgCl تنها براي استفاده با واحدهاي كاندوكتانسي پوست طراحي مي شوند و براي واحدهاي مقاومتي پوست مناسب نيستند.

   از طرفي الكترودهاي Ag-AgCl حين به كارگيري نيازمند نگهداري و مراقبت بيشتري نسبت به الكترودهاي برنجي با روكش نيكل هستند.(به كار رفته در واحدهاي مقاومتي پوست.)

الكترودهايAg-AgCl به بعضي از انواع مواد واسطه نظير ژل الكترود، براي حصول اطمينان از برقراي تماس بين الكترودها و پوست نياز دارد. به علاوه خود الكترودها نيز بايد به طور مرتب تميز شوند و حتي ممكن است نياز به كلره كردن مجدد داشته باشند.

      به طور جالب توجهي، الكترودهاي استيل زنگ نزن به كار رفته در ابزار پلي گراف موسوم استرلينگ در برابر تخريب مقاوم ترند و راحت تر از الكترودهاي برنجي با روكش نيكل و Ag-AgCl نگهداري مي شوند. گرچه هنوز ابزار پلي گراف كامپيوتري اسيتون و لافايت هر دو، الكترودهاي برنجي يا روكش نيكل را در جزءو,GSC  GSRخود به كار مي برند.

 

نحوه قرار گرفتن صحيح الكترودها:

با توجه به شكل(3) مي توانيم جايگاههايي را كه در صورت قرار گيري الكترود در آنها، ثبت سيگنال بهتري خواهيم داشت را بررسي مي نماييم:

 

   در ثبت فعاليتهاي الكترودرمال حائز اهميت است از آنجايي كه دست غالب هر فرد تمايل دارد كه مقاومت بيشتري را به خاطر وجود پينه هاي موجود پديد آورد. سر انگشتان دست غالب بيمار بيشترين تراكم غدد عرقي آكرين همراه با حداكثر مقاومت را دارا مي باشند.

 

  الكترودها نبايد خيلي محكم بسته شوند:

  زيرا ممكن است سبب بروز يك فعاليت ضرباني جريان خون گردند. شل بستن الكترودها نيز منجر به تماس تناوبي پوست با الكترود و نوسان در سيگنال ثبت شده مي گردد.لذا در استفاده از الكترودها بهتر است از ژل استفاده نشود و هر موقع لازم شد، دست را با آب و صابون شسته و به خوبي خشك نمايند.

در استفاده از الكترودهاي Ag-AgCl‌از الكترودهاي حاوي نمك زياد نبايد استفاده نماييم.

بايد از عدم استفاده فراورده هاي داروويي فارماكولوژيك كه خواص ضد موسكاريني دارند، اطمينان حاصل كرد. زيرا گيرنده هاي عرق را غير فعال مي كنند.داروهاي ضد استرس و ضد افسردگي.

آنتي هيستامين ها و داروهاي مربوط به آلرژي و سرماخوردگي و داروهاي خواب آور و درماني آسم         (را غير فعال مي كنند.)نيز به عنوان كاهنده سيگنال GSR‌تلقي مي شوند.

 

بررسي سيستماتيك يك GSR متر نمونه :

باتوجه به نمودار بلوكي ارائه شده در شكل 4 مي توانيم مشخصه مورد نياز هر بلوك را مورد بررسي و مطالعه قرار دهيم:

 

منبع جريان ثابت:

قادر به توليد جريان هاي كم در حد 10  ميكروآمپر باشد.  2- بايد براي بارهاي متصل به زمين طراحي شده باشد يعني بار float نباشد. 3- جريان عبور كننده از بار بايد مستقل از مقدار مقاومت بار باشد.يعني با توجه به تغييرات مقاومت در طول آزمايش جريان تغيير نكند و ثابت باشد. 4- جريان از پايداري خوبي بهره مند باشد  و اگر آزمايش مدت زمان زيادي به طول انجاميد افتي در جريان ثابت، مشاهده نشود.

 

  الكترود:

   براي اندازه گيري مقاومت پوست از انگشت اشاره مياني استفاده مي شود و لذا لازم است كه الكترودهايي استفاده شود كه انعطاف پذير بوده و قابليت شكل گيري با انگشتان دست را داشته باشند تا بتوان به خوبي جريان توليد شده توسط منبع جريان را به تمام قسمت هاي سطح پوست دو انگشت مورد نظر هدايت كرد.

   براي ثبت GSR از Ag-AgCl  استفاده مي شود ولي متاسفانه به دليل عدم وجود الكترودهاي انعطاف پذير Ag-AgCl  در بازار كه قابليت شكل گيري به دور انگشت دست را داشته باشد در اين پروژه الكترودهايي توسط فويل الومينيوم ساخته شد و براي ثبت سيگنال GSR مورد استفاده قرار گرفت و به منظور نويز و بهبود سيگنال براي الكترودها از سيمهاي شيلردار استفاده شده است و به علت افزايش دامنه تغييرات مقاومت از الكتروليت (ژل) استفاده ننموده ايم.

 

  بافر:

ولتاژ خوانده شده از پوست قبل از ورود به تقويت كننده از يك بافر عبور داده مي شود كه اين كار به منظور تطبيق امپدانس براي انتقال بهينه ولتاژ مي باشد. در طراحي اين بافر  از ( op-amplop7c) استفاده شده چون جريان افست ورودي ناچيزي در حد نانو آمپر و ولتاژ افست ورودي در حد 150 ميلي ولت دارد.

 

   - تقويت كننده:

   سيگنال خروجي ازبافر وارد يك تقويت كننده با gain متغير مي شود. دليل استفاده از تقويت كننده با gain متغير اين است كه با توجه به سطح مقاومت پوست هر فرد  gain‌مناسب انتخاب شود تا بتوانيم تغييرات مقاومتي پوست را بهتر و با دقت بيشتري مشاهده كنيم.

 

- فيلتر:

   50 هرتز نويز غالب GSR است. از يك LowPass فيلتر استفاده مي شود چون فركانسcutt off را هم به صورت مقابل تعيين مي كنيم.

   - محدوده فركانسي (0.1 – 1) هرتز مطلوب است.

   - طبق مطالعاتي كه در مورد نمونه هاي تجاري اين دستگاه صورت گرفت، اغلب از فيلتر پايين گذر با فركانس قطع 1 هرتز استفاده مي شود.فيلتر Butherworth اكتيو مرتبه دو را انتخاب نمويم تا صاف ترين پهناي باند را به دست آوريم.

 

    - مبدل آنالوگ به ديجيتال:

   به دليل اينكه نمايش نهايي سيگنال GSR و تغييرات آن توسط كامپيوتر صورت مي گيرد، ابتدا بايد ولتاژ آنالوگ خوانده شده از پوست كه از تقويت كننده و فيلتر عبور كرده به صورت ديجيتال گردد.(   ) f با خصوصيات مطلوب زير بهره برده ايم:

   1- 12 bit

   2- خطي بودن در محدوده دمايي c(70-0)   

   3- حداكثر زمان تبديل اين  AID 35 ميكروثانيه است.

   4- سيگنال ورودي را در چهار محدوده مي توان به اين تراشه اعمال كرد.

با اين اوصاف به رزلوشني در حدود 224 اهم دست يافته ايم.

 

   ميكرو كنترلر:

  -  شرح وظايف ميكروكنترلر:

خواندن اطلاعات از AID

افزايش يا كاهش گين تقويت كننده با توجه به دستور مربوطه

ارسال اطلاعاط به كامپيوتر از طريق پورت موازي

نمايش افزايش يا كاهش گين روي ((7-sejment

فرمان به LED‌وbv 220r به منظور اعلام عدم اتصال صحيح الكترودها به پوست

 

  -  نمايشگر:

   به دليل اينكه دستگاه بايوفيزيك GSE  ساخته شده علاوه بر قابليت اتصال به كامپيوتر نمايش سيگنال GSR و تغييرات آن توسط نرم افزار كامپيوتري ، قابليت كار كردن به طور جداگانه به خصوص در جايي كه امكان اتصال به  PC وجود ندارد را دارا مي باشد.يك نمايشگر در طراحي اين دستگاه در نظر گرفته شده است كه البته اين نمايشگر هنگام اتصال به كامپيوتر نيز فعاليت خود را ادامه مي دهد.

 

     كاربردها و بيماريها:

 GSR و كاربردهاي آن:

   GSRmeter  وسيله اي براي نما يش تغييرات مقاومت يا رسانايي پوست ميباشد كه اين تغييرات ناشي از فعاليت غدد عرقي مي باشند كه در زير پوست هستند و تحت تاثير سيستم سمپاتيك مي باشند. هر چه ميزان برانگيختگي و تحريك عاطفي بيشتر باشد فعاليت غدد تعريق نيز بيشتر مي شود و در نتيجه مقاومت پوست كاهش  مي يابد.            

                

  GSR در درمان انواع ترسها، اضطراب ، تعريق بيش از حد ، آسم، لكنت زبان و انواع نشانه هاي استرس استفاده مي شود. اين وسيله همچنين در تستهاي دروغ سنجي نيز كاربرد دارد.ورزشكاران نيز از اين تكنيك براي آمادگي قبل از مسابقات براي اطمينان از عدم اضطراب قبل از بازي استفاده مي كنند.

 

كاربردهاي بالينيbiofeedback :

 

نماي اعصاب سمپاتيك انسان و اعمال تحت كنترل آن

 

استرس

-          اضطراب

-          آسم

-          دفع غير ارادي مدفوع و ادرار

-          صرع بزرگ(grand mal epilepsy)

-          فعاليت بيش از حد(hyper activity)

-          افزايش و كاهش فشار خون

-          ميگرن

-          درد عضلات صورت و مفصل تيمپورومند يبولار

-          توان بخشي اعصاب و عضلات

-          Ranaud's syndrome (سردي دستها و پاها كه همراه با اضطراب است و به علت اسپاسم شرياني عضلات صاف مي باشد.

-          سردردهاي تنشي

-          سندروم tunnel carpal درد يا سوزش يا احساس مورمور و گزگز در انگشتان و دست كه گاهي به آرنج هم كشيده مي شود.

-          دردهاي مزمن

-          Phohias

-          اختلالات مربوط به خواب

-          اختلالات عروقي

-          وزوز گوش

 

 كاربردهاي GSR بايو فيدبك:

-        Biofeedback از دهه 70 به بعد به عنوان وسيله اي جهت ايجاد relaxation مورد استفاده قرار گرفت.بايوفيدبك تكنيكي است كه فرد خود سطح هوشياريش را به صورت ارادي نظم مي دهد.

-             مقالات زيادي ظرف مدت 25 سال گذشته در مورد اين موضوع مطرح شده است و تنايج به دست آمده نشان دادند كه:

-          تحريك قشر مغز مي تواند منجر به relaxation ، هيپنوتيزم و يك آشكارساز سطح هوشياري توسط اراده فرد باشد.

-     تحريكات سطح بالاي قشر مغز مي تواند منجر به افزايش سرعت خواندن و افزايش ظرفيت حافظه بلند مدت شان گردد.(سطح بالا شامل دامنه و هم تعداد نرونهاي درگير است.)

-     تحريكات قشري يك رابطه خطي با قابليت هدايت پوست دارد.تحريك قشر مغزي قابليت هدايت پوست را مي افزاييد و بر عكس آن كاهش تحريك قشر مغزي مي تواند منجر به كاهش قابليت هدايتي پوست گردد. با يك وسيله سنجش حساس مي توان با چند ساعت آموزش ياد گرفت كه چگونه سطح تحريك غير ارادي قشر مغز را تحت كنترل ارادي در آورده و آن را محدود ساخت.

-                در مورد GSR   يك تئوري هم مطرح مي شود كه بسيار حائز اهميت است.

 

 

     Revers theory :

-        تئوري معكوس بيان مي كند كه ميزان تغييرات GSR در مورد حالت meditation (تفكر عميق) activity‌ است.يعني امپدانس بالا در حالت activity نشانه relaxation و امپدانس پايين در اين حالت نشانه stress است.ولي در حالت تفكر عميق دقيقا" بر عكس است.

 

استرس و اثرات ناشي از آن:

   بيوفيدبك و استرس هر دو با واكنش هاي غير ارادي سيستم عصبي خودمختار به ويژه بخش سمپاتيك ارتباط دارند و همانطور كه پيش از اين نيز اشاره شد هدف عمده كاربرد هاي باليي بيوفيزيك، دست يابس به سطح مطلوبي از كنترل ارادي برايندهاي فيزيوليژيك يا به عبارتي مهار سمپاتيك و اثرات ناشي از آن است.از آنجا كه فهم نحوه تاثير استرس بر سيستم عصبي خود مختار و شناخت پاسخ هاي روان تني همراه با استرس زيربتاي مهم مكانيزم اثر بيوفيدبك به نطر مي رسد، لذا در اينجا به طور اجمالي توضيحاتي در مورد استرس و اثرات آن آورده مي شود.

 

   استرس و پاسخ هاي روان تني همراه با آن:

    استرس عبارت است از فشاري كه در اثر مقابله كردن يا سازگار شدن با تغيير موقعيت ها به بدن وارد مي شود.از آنجايي كه موقعيت هاي استرس زا ممكن است از فردي به فرد ديگر متفاوت باشد، به همين دليل آنچه مهم به نظر مي رسد احساس دروني ناشي از فشار است نه خود فشار.استرس ها يك بخش جدايي ناپذير از زندگي ما هستند. استرس را مي توان مكانيسمي براي ايجاد تعادل دروني به حساب آورد؛ چرا كه پاسخ هايي كه در اثر عوامل استرس زا توسط بدن ايجاد مي شود براي باز گرداندن بدن به وضعيت عادي هستند.

   بر خلاف شهرت بد آن، استرس يكي از بهترين سيستم هاي دفاعي بدن محسوب مي شود.به هنگامي كه ما احساس خطر مي كنيم، - مثلا" زماني كه يك ماشين به سمت ما مي آيد- بدن ما آدرنالين و بعضي مواد شيميايي ديگر ترشح ميكند كه هوشياري ما را بيشتر مي كند،فشار خون را بالا مي برد ، نيروي ما را زياد مي كند و سرغت عكس العمل ما را بالا مي برد.

   بايد توجه داشت كه ميزان معيني از استرس براي عملكرد ما ضروري است و به عبارت ديگر، ميزان متوسطي از استرس باعث بهبود عملكرد مي شود. حتي بعضي از افراد تحت شرايط فشار و استرس قادر هستند كه كارها و وظايفشان را در حد مطلوب تري انجام دهند. به عنوان مثال وقتي شما فرصت كمي براي انجام كاري داريد يا وقتي احساس كنيد كه ممكن است موقعيتتان را به خاطر انجام ندادن كاري از دست بدهيد، تلاش بيشتري براي رسيدن به هدف مورد نظر انجام خواهيد داد.

   البته چيزي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه ما مطمئن شويم كه اين استرس براي مدت زمان طولاني ادامه پيدا نمي كند و بر سلامتي ما تاثير نخواهد گذاشت.

   پاسخ ها و نشانه هاي استرس گوناگونند ولي به طور كلي مي توان آنها را در سه دسته زير تقسيم بندي كرد:

 

1-پاخ ها و نشانه هاي جسمي:

مانند: افزايش ضربان قلب، افزايش فشار خون، تعريق كف دستها،‌سفت و محكم شدن ماهيچه هاي سينه،‌گردن، فك و پشت ، اسهال، يبوست، لرزيدن، لكنت زبان و ساير اختلالات زباني ، احساس تهوع و استفراق، اختلال در خواب، احساس خستگي، تمفس سطحي ، خشكي دهان ،‌كم شدن ايمني و مقاومت بدن در برابر بيماري ها، سردي دستها ، خارش، به آساني از جا پريدن، دردهاي مزمن و تنگي نفس.

2- پاسخها و نشانه هاي عاطفي:

مانند: زودرنج شدن، طغيان و عصبانيت، افسردگي؛ سوء ظن، بيقراري و اضطراب، كاهش ابتكار و خلاقيت، فقدان علاقه، تمايل به گريه، كوچك شمردن خود، وهم و خيال، بي حوصلگي، ايجاد نگرش منفي، تضعيف تمركز؛مشغوليت فكري و كاهش اعتماد به نفس.

3-پاسخ ها و نشانه هاي رفتاري:

مانند: افزايش سيگار كشيدن، انجام رفتارهاي پر خطر مانند رانندگي هاي جنون آميز، افزايش در مصرف مواد الكلي يا دارويي ،بي دقتي، كم خوردن، زياد خوردن و خنده هاي عصبي وبي صبري.

 

تاثيرات استرس بر سيستمهاي مختلف بدن:

- سيستم عصبي مركزي: اضطراب ، افسردگي و خستگي.

- سيستم قلبي- عروقي: زيان رساندن به عملكرد قلب كه مي تواند سبب آنژين صدري شود و انقباض عروق محيطي كه سبب افزايش فشار خون مي شود.

- سيستم گوارشي: بهم خوردن معده و حتي زخم معده، اسهال، گامتدليت(التهب مخاط معده) كوليت و زخم در دهان.

- سيستم عصلاني – اسكلتي: كشش در عضلات اسكلتي و مفاصل كه منجر به پشت درد و دردهاي عضلاني مي شود و آمادگي براي آرتريت و بيماري هاي فرسايشي آرتريت روماتوئيد.

- سيستم ايمني: تضعيف سيستم دفاعي بدن همراه با كم شدن مقاومت در برابر عفونت، بيماري هاي ويرووسي( تضعيف سيستم دفاعي) ، آلرژي ها و تغييرات سلولي خطرناك مانند سرطان.

 

كاربرد GSR‌ در polygraph:

اصولا" دروغ گفتن ايجاد استرس مي نمايد. لذا با ايجاد استرس تعريق افزايش مي يابد و GSR پوست تغيير مي كند ولي در  Polygraph از نسبت GSR به GSC استفاده مي شود كه حساسيت كمتري به فرد دارد و حالت عمومي تري دارد.

 

نتيجه گيري:

  به واسطه GSR مي توان به درمان بيماري هاي مرتبط با اختلالات سيستم سمپاتيكي پرداخت و همچنين

مي توان از اثرات مخرب استرس در زندگي روزمره كاست .

   در دانشگاه  queenlancl استراليا پروژه اي طراحي و ساخته شده است كه به واسطه آن اثرات استرس را بر بيماراني كه داخل  MRI gantry قرار مي گيرند، مورد بررسي قرار مي دهند.

   پيشنهاد: همانطور كه ميدانيد امروزه به واسطه تلفيق تصاوير PET,MRI به تعيين محدوده تحريك و عمل يك حس يا حركت خاص در قشر مغز مي پردازند كه اين امر خود مستلزم قرار گيري فرد مورد آزمايش در داخل  gantry است.لذا اثرات استرس مي تواند بعنوان يك  noise‌در پردازش تصوير نهايي قشر محسوب شود . لذا به واسطه GSR مي توان زمان استرس را به دست آورده و در حالت relaxation كامل بيمار تصوير MIR,PET فرد را تشكيل داده و نقاط تحريك حاصل از استرس محيط را تعيين محدوده نمائيم و در انتها براي پردازش تصاوير مربوط به اعمال ديگر (تصوير استرس در مغز) را به صورت يك offset در نظر گرفته، تصوير نهايي حاصل از تفاضل اين دو را به عنوان جايگاه تحريك عمل در مغز در نظر بگيريم.

-          پيشنهاد در زمينه درمان وزوز گوش:

 با استفاده از GSR   و آزمون فركانس هاي غالب در موزيك ها و ريتم هاي طراحي شده براي اين كار فركانسي را كه در بيمار مبتلا به وزوز (ذهني يا عيني) موجب آزار فرد گرديده است را به دست آورد.و

كم كم با آموزش فرد به واسطه واداشتن او به گوش كردن به آهنگ هايي در محدوده فركانسي وزوز گوش، صداي ذهني يا عيني شنيده شده را با موزيك مطلوب جايگزين نمود و اين امر مي تواند عامل استرس زاي وزوز را بكاهد و ديگر اينكه وزوز و استرس اثر متقابل بر هم دارند و اگر تنها عوامل استرس زا را از بين ببريم از آثار وزوز نيز كاسته مي شود.

خواندن 5687 دفعه آخرین ویرایش در سه شنبه, 04 تیر 1392 ساعت 12:29
برای ارسال نظر وارد سایت شوید