جمعه, 20 ارديبهشت 1392 ساعت 14:29

الكتروانسفالوگرافيكمي (QEEG)

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

استفاده از نوار مغزی برای بررسی آسیبهای مغزی امروزه در کشور ما یک روش آشنا و فراگیر میباشد. اما این روش تنها برای شناسایی آسیبهای ساختاری مغز کاربرد دارد و در مورد وضعیت کارکردی مغز نمیتواند اطلاعاتی به ما بدهد.

از طرفی، روشهاي مورد استفاده در در بررسي كاركرد مغز مثل PET, SPECT و fMRI، ضمن داشتن هزينه بالا، گاه داراي عوارض منفي از قبيل تزريق مواد راديواكتيو، قرار گرفتن در ميدان مغناطيسي قوي و ... نيز ميباشند. يكي از روشهاي نوين كه ضمن مقرون به صرفه بودن، عوارضي هم در پي ندارد، روش الكتروانسفالوگرافيكمي (QEEG) است .


مغز و ارتباطات آن

مغز انسان داراي قسمت‌هاي مختلف با عملكردهاي مختلف است. يكي از اين قسمت‌ها قشر مخ مي‌باشد. قشر مخ مركز فرايندهاي عالي ذهن، محل ثبت احساس‌ها، آغاز اعمال ارادي، تصميم‌گيري و تدوين نقشه است. مغز انسان از تعداد زیادی سلول عصبي به نام نورون تشكيل يافته است. نورون‌ها در سراسر بدن وجود دارند.

ارتباط بين قسمت‌هاي مختلف مغز، و نيز ارتباط بين مغز و ساير قسمت‌هاي بدن از مسير اين سلول‌هاي عصبي و توسط پيام عصبي صورت مي‌گيرد. در واقع مغز از طريق اين سلول‌ها، پيام‌هاي مختلفي (پيام عصبي) را به قسمت‌هاي مختلف بدن فرستاده و پيام‌هايي نيز دريافت مي‌كند. ماهيت اين پيام عصبي در داخل يك سلول به صورت جريان الكتريكي (پتانسيل عمل) و در بين دو سلول به صورت نقل و انتقالات شيميايي (نوروترنسميتر) است. فعاليت الكتريكي نورون ها در سطح جمجمه سبب شكل دهي فعاليت الكتريكي مغز با عنوان امواج مغزي مي شود. امواج مغزی انواع و کارکردهای متفاوتی دارند و برحسب فركانس به انواع مختلف تقسيم مي‌شوند (امواج سريع‌تر داراي فركانس بيشتر، و امواج آهسته داراي فركانس كمتر هستند). همه اين امواج در تمام اوقات وجود دارند اما در شرايط مختلف كاركردي، غلبه با موج خاصي است.

امواج مختلف مغزي و کارکردهای آنها عبارتند از: موج دلتا (3-5/0 هرتز)، موج تتا (7-4 هرتز)، موج آلفا (12- 8 هرتز)، موج SMR (15-12 هرتز)، موج بتا (37-14 هرتز) و گاما (38 هرتز به بالا). دلتا (3-5/0 هرتز ) : دلتا آهسته‌ترين موج مغزي است و در طي خواب عميق (بدون رويا) غلبه دارد و براي ترشح هورمون رشد و ترميم بافت‌هاي بدنمفيد است.
تتا (7-4 هرتز ) :
يادگيري‌ عالي، احساس سكون و آرامش، پذيرندگي زياد، برنامه‌ريزي مجدد ذهن، خيال‌پردازي، تفكر بدون خودسانسوري و خلاقانه، فراخواني خاطرات ناراحت كننده و رنج‌آور ذخيره شده در حافظه كاركردهاي موج تتا هستند.
آلفا ( 12-8 هرتز ) :
هنگاميكه آرام هستيد و پردازش اطلاعات ذهني زيادي نداريد، هنگاميكه چشمان خود را مي‌بنديد مغز شما امواج آلفای زيادي به ويژه در ناحيه پس‌سري توليد مي‌كند. همچنين هنگام تفريح و لذت بردن از محيط اطراف غلبه با موج آلفاست. امواج آلفا در زمان و شكل مناسب سبب دستيابي به عملكرد بهينه، كاهش اضطراب، تقويت سيستم ايمني، تفكر مثبت، يكپارچگي ذهن و بدن، شهود، درون انديشي، تعادل هيجاني، احساس سرخوشي، آگاهي دروني و افزايش ترشح سروتونين مي‌شود.
SMR (15-12 هرتز ) :
امواج SMR باعث استحكام بخشيدن به ذهن و بدن، پردازش و تمركز در آرامش، ايجاهماهنگي بين محيط و فرد، كمك به خواب رفتن و تنظيم حركات بدن مي‌شود.
بتا (37-14 هرتز ) :
كنش‌هاي پيچيده ذهني(مثل سخن گفتن، بحث كردن و...)، تفكر انتزاعي فوق‌العاده، هشياري، تمركز، پايداري هيجاني، محاسبات رياضي، و افزايش متابوليسم با غلبه موج بتا در مغز بروز مي‌كند.
گاما (38 هرتز به بالا) :
موج گاما، سازمان دهنده مغز و هماهنگ كننده و يكپارچه كننده اطلاعات از قسمت‌هاي مختلف بدن است. غلبه اين موج با حافظه خوب، سرعت انتقال زياد اطلاعات، پردازش سطوح بالاي اطلاعات و يادگيري مسائل پيچيده همراه است.

 

 

الکتروانسفالوگرافی کمی یا QEEG

با قراردادن تعدادي الكترود روي سر مي‌توان اين امواج را دريافت، ثبت و سپس با استفاده از كامپيوتر تحليل كرد. QEEG وسيله‌اي است كه اين كار را انجام مي‌دهد. QEEG يا الكترو انسفالوگرافي كمی (Quantitative ElectroEncephaloGraphy) وسيله‌اي براي ارزيابي و اندازه‌گيري امواج مغزي وخصوصيات مربوط به آن‌هاست. در اين روش ارزيابي تعدادي الكترود (عموماً 19 عدد) که روی کلاهی با نظم و قانون خاصی تثبیت شده‌اند، روي سر قرار گرفته امواج مغزی را دریافت می‌کنند. QEEG ، امواج مغزی را در حالت‌های مختلف چشم بسته، چشم باز و انجام یک تکلیف شناختی مانند خواندن، ثبت کرده، سپس این امواج بوسيله كامپيوتر، برحسب فركانس تفكيك شده و براساس شدت فعاليت در رنگ‌هاي مختلف نمايش داده مي‌شوند (تصاویر در قالب سرهای رنگی که Brain Map نامیده می‌شوند ارائه می‌گردند ( علاوه بر این تصاویر، کامپیوتر، جداول و نمودارهای دیگری نیز ارائه می‌دهد که کاربردهای خاص خود را دارند). مطابق با مطالعاتي كه صورت گرفته اندازه امواج مختلف در مغز داراي استاندارد و حد نرمالي است كه تنها براساس جنس و سن تغيير مي‌كند. به اين معني كه براي داشتن عملكرد مناسب، هريك از امواج مغزي بايد داراي ميزان فعاليت خاصي باشند. با مقايسه اندازه‌هاي بدست آمده از ثبت امواج در فرد با مقادير نرمال مشخص مي‌شود كدام يك از امواج و در كدام نقطه از سر داراي فعاليت نامناسب است. امواجي كه فعاليت مناسب داشته باشند با رنگ سبز و امواج با فعاليت نامناسب با رنگ‌هاي بنفش و نيلي و آبي (فعاليت كمتر از حد نرمال) و زرد و نارنجي و قرمز (فعاليت بيشتر از حد نرمال) مشخص مي‌شوند. با بررسی این نقشه‌ها و مقایسۀ آن‌ها با الگوی نرمال و مرجع، می‌توان کارکرد مغز را بررسی و مطالعه کرد. از آن‌جا که هر یک از اختلالات و مشکلات ذهنی و روانی بر اثر وجود اشکال در عملکرد مغز و در نتیجه کم و زیاد شدن امواج مغزی به‌وجود می‌آیند، لذا QEEG مغزی که کارکرد طبیعی دارد با مغزی که دچار مشکل کارکردی شده است تفاوت دارد. با مقایسه اعداد به‌دست‌آمده برای هر موج و نتیجه QEEG به دست آمده با وضعیت طبیعی می‌توان نوع مشکل را تشخیص داد.
اين دستگاه مقياس‌هاي ديگري هم براي ارزيابي كيفيت عملكرد دارد كه عبارتند از:
• توان نسبي: نسبت بين امواج مختلف را اندازه مي‌گيرد. اگر موجي در مقايسه با امواج ديگر نسبت كمي داشته باشد تحت نفوذ و سلطه آن ها قرار خواهد گرفت و تأثير خود را بر عملكرد از دست خواهد داد.
• عدم تقارن (Asymmetry): اختلاف ولتاژ بين نواحي مختلف را بررسي مي‌كند. آيا پالس‌هاي الكتريكي در نواحي مختلف مغز، براي داشتن عملكرد مناسب بيش از اندازه بزرگ يا بيش از اندازه كوچك هستند؟
• انسجام (Coherence): كوهرنس مشخص مي‌كند كه مغز چه مقدار انرژي را بين قسمت‌هاي مختلف به اشتراك گذاشته است. اين مقياس بررسي مي‌كند كه آيا مغز توانايي برقراري ارتباط مناسب با خودش را دارد يا نه. كوهرنس زياد نشانه آن است كه بعضي قسمت‌هاي مغز آنچنان درهم گير كرده‌اند كه براي قطع اين ارتباط و برقراري ارتباط با ساير قسمت‌هاي مغز توانايي مناسبي ندارند. و كوهرنس كم نشانه آن است كه منابع مغز از اتصال مناطق مختلف ناتوان هستند
• فاز (Phase): سرعت حركت سيگنال‌هاي الكتريكي در سطح سر را تعيين مي‌كند. آيا سرعت حركت انرژي الكتريكي مغز براي داشتن عملكرد بهينه مناسب است يا خير؟
دهه 70 و 80، دهه‌هاي ابداع و آزمايش QEEG بوده است. در آن زمان مؤسسه EEG پزشكي آمريكا (AMEEGA) و كميته متخصصين QEEG اعلام كردند كه هم‌اكنون QEEG ارزش كلينيكي و باليني دارد. QEEG و نوروتراپي توسط مؤسسه روانشناسي آمريكا در حوزه روان‌شناسي و با برنامه‌هاي درماني مناسب تأييد شده‌اند.

 

QEEG چه مزيت‌هايي بر EEG دارد؟

داده هايي كه از طريق الكترودها بدست مي آيند و ثبت مي‌شوند، آنقدر زياد هستند كه يك درمانگر نمي‌تواند تمام آن‌ها را تفسير كند. QEEG، اين داده‌ها را تجزيه و تحليل مي‌كند و در قالب نقشه‌هاي رنگي مغز يا نمودارها و جداول خلاصه مي‌كند.
• QEEG بر خلاف EEG به ارزیابی عملکرد مغز می‌پردازد.
• QEEG، با ايجاد نقشه‌هاي زنده و پويا (متحرك) از مغز و مقايسه آنها با داده‌هاي پايه، از دقت تشخيصي بالايي نسبت به مصاحبه هاي باليني برخوردار است. برآوردها نشان ميدهد كه توافق بين درمانگران در مورد اختلالاتي نظير ADHD در حدود 40% است در حاليكه دقت QEEG حدود 90% است.
• تعيين نوع و دوز دارو: در بسياري از بيماري‌هاي روانپزشكي، چندين دارو با عملكردهاي متفاوت وجود دارد. عموماً روانپزشك با جايگزين كردن داروها در دوره هاي خاص، به داروي مؤثر دست مي يابد. QEEG مي‌تواند از همان ابتدا داروي مؤثر را پيشنهاد دهد و روند درمان را تسريع بخشد.
• افتراق اختلالات ارگانيكي و كاركردي

 

کاربردهای QEEG

تشخیص
در اصل QEEG برای تشخیص کج‌کاری‌های موضعی یا کلی مغز بکار می‌رود. بوسیله QEEG می‌توان بیماری‌های مغزی- عروقی، آسیب‌های مغزی، AD/HD، اختلالات یادگیری، اضطراب، افسردگی، تومورهای مغزی، صرع، اسکیزوفرنی، دمانس و آلزایمر را با دقت 80 تا 90 درصد تشخیص داد.

تشخیص افتراقی
براي مطمئن شدن از وجود جراحات داخلي مغز، سكته، حملات قلبي و يا نارسايي‌ ريه‌ها كه منجر به هيپوكسي مغز مي‌شود؛ زمانيكه تشخيص صرع يا تومورها مورد شك واقع شود؛ در مواردي كه تشخيص اختلالات يادگيري و کمبود توجه مورد شك واقع شود؛ در مواردي كه به وجود كج‌كاري مغز به علت سوءمصرف مواد ترديد داريم؛ هنگامی‌كه تغيير در علائم اختلالات هوشياري (ناركولپسي‌، كما، حواس‌پرتي) يا عملكرد سيستم عصبي (سردرد، استفراغ و آفازي) ديده شده باشد.


درمان و پیگیری
پيگيري سندرم‌هاي ارگانيكي مغز؛ پيگيري نتايج شيمي درماني و پرتودرماني و ترك داروهاي روان‌گردان يا غيرمجاز؛ پيگيري بيماري‌هاي عفوني مانند آنسفاليت و يا مننژيت؛ بررسي وضعيت بيمار پس از جراحي؛ تعيين داروهاي مؤثر با اثربخش‌ترين دوز و كمترين عوارض منفي؛ در بسياري از موارد QEEG راهكارهاي درماني نيز ارائه مي‌دهد.


سنجش
سنجش توانمندي‌هاي هنري، ورزشی و شناختي و ذهني مانند بهره هوشي (IQ)، تمركز، توجه، میزان هماهنگی ذهن و بدن و .... از آن‌‌جا که QEEG به ارزیابی عملکرد مغز می‌پردازد و نیز توانمندی‌های ذهنی هر فرد با عملکرد مغزی او ارتباط مستقیم دارد، لذا با استفاده از این روش می‌توان برآوردی از این توانمندی‌ها به‌دست آورد.

 

منبع : مركز اعصاب و روان اتيه

خواندن 2558 دفعه آخرین ویرایش در جمعه, 20 ارديبهشت 1392 ساعت 14:37
برای ارسال نظر وارد سایت شوید