مدیرکل(عطیه یعقوبی)

مدیرکل(عطیه یعقوبی)

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شنبه, 04 مهر 1394 ساعت 10:01

امروزه اکثر تجهیزات پزشکی علاوه بر اینکه با برق کار میکنند این امکان را دارند تا در صورت لزوم از انرژی ذخیره شده در باطری نیز از آن ها بهره ببریم.

www.BMEcenter.ir (1)

آیا می دانید چرا در تجهیزات پزشکی از باطری استفاده می شود؟

پاسخ به این سؤال این است که حداقل به دو دلیل از باطری در تجهیزات پزشکی استفاده می شود:

اولین و رایجترین مورد استفاده ، قابل استفاده بودن وسیله به منظور استفاده های پرتابل و در مکانهایی است که به هر دلیل امکان استفاده از سیمکشی برق شهری و به طور کلی هیچ یک از منابع تامین انرژی غیر از باطری دستگاه مقدور نباشد .

دومین مورد استفاده که اغلب از چشم استفاده کننده دور می ماند ، به جهت حذف نوسانات برق شهری و ایجاد یک ورودی تغذیه بدون نوسان است.

همانطوری که می دانید نگهداری صحیح باطری مخصوصا در تجهیزات پزشکی از درجه اهمیت بالایی برخوردار است. شما در این مطلب آموزش روش صحیح نگهداری باطری های تجهیزات پزشکی را فرا میگیرید.

به طور کلی در تجهیزات عمومی پزشکی از دو نوع باطری قابل شارژ استفاده می شود که هرکدام روش نگهداری خاص خود را دارد .

www.BMEcenter.ir (5)

۱- باطری های خشک: این باطری ها معمولا از جنس نیکل – کادنیوم هستند و به دلیل حجم نسبتا کم و ذخیره مناسب انرژی و زمان طولی حفظ شارژ ، از پر مصرف ترین باطریهای قابل شارژ هستند . برای اینکه بتوان از این باطری ها به مدت طولانی تر و در شرایط کار مطلوبتر استفاده کنیم باید به نکات زیر توجه شود :

* برای بار اول و بسته به نوع باطری و دستورات ارائه شده توسط شرکت سازندهاین باطریها باید بین ۸ تا ۲۴ ساعت شارژ شوند

* بعد از شارژ اولیه و در اولین بار استفاده از این باطری ها باید به نحوی از وسیله استفاده شود تا باطری به طور کامل خالی ( دشارژ ) شود . این کار به بالا بردن کیفیت باطری و نگهداشتن طولانیتر شارژ در باطری کمک شایانی می کند .

* در دفعات بعدی شارژ باطری نیز باید به این نکته توجه شود که هر از گاهی باطری به طور کامل شارژ و دشارژ شود .

* هرگاه قصد دارید از دستگاه برای مدت طولانی استفاده نکنید ، به این نکته توجه کنید که باطری خالی نبوده باشد . خالی ماندن باطری برای مدت طولانی بعد از شارژ اولیه ، باعث خراب شدن آن می شود .

www.BMEcenter.ir (6)

۲- باطری های اسیدی: این باطری ها در دو نوع تر و ژله ای در دستگاههای پزشکی مورد استفاده قرار می گیرند . این باطریها نیز به شارژ اولیه طولانی بین ۱۲ تا ۲۴ ساعت نیاز دارند اما برخلاف باطری های خشک به هیچ وجه نباید خالی ( دشارژ ) شوند . وسایلی را که از این نوع باطری ها استفاده میکنند را غیر از زمانی که نیاز به جابجایی دارند ، ازز برق شهری جدا نکنید . اگر این باطری ها یک بار خالی (دشارژ ) شوند کیفیت خود را از دست داده و از آن به بعد زمان شارژ شدن آنها طولانی و مدت زمان شارژ ماندن آنها نیز به شدت کاهش یافته و در اولین فرصت باید تعویض شوند . نکته دیگری که باید در نگهدار از این یاطری ها به آن توجه شود این است که با توجه به اسیدی و تر بودن مواد داخل این باطری ها از صدمه خوردن بدنه این باطری باید جلوگیری شود در صورت صدمه دیدن ، بلافاصله آنها را از دستگاه خارج و نسبت به تعویض آنها اقدام کنید .

www.BMEcenter.ir (7)منبع : bmecenter.ir

پنج شنبه, 26 شهریور 1394 ساعت 20:06

دانلود جزوه کامل مربوط به وینتیلاتور

دانلود

پسورد:www.medicaleng.ir

 

یکشنبه, 22 شهریور 1394 ساعت 18:01

آشنایی با دستگاه ساكشن و راهنمای فنی خرید آن

 

دستگاه ساکشن (Suction) یا وکیوم پمپ (Vacuum Pump) دستگاهی است که توسط پمپ مکش و با ایجاد خلاء ، باعث ایجاد فشار منفی شده و هوا و مایعات را به دورن می‌کشد. از این وسیله برای خارج کردن مایعات مترشحه از شکاف ایجاد شده برای جراحی ها و نیز هر جا که حجم مایعات خارج شده از بدن بیمار بالا باشد ، استفاده می شود. به همین دلیل این وسیله از آلوده ترین تجهیزات مورد استفاده در مراکز درمانی است.

Medical Suction in Operating Room
دستگاه ساکشن یکی از وسایل ضروری اتاق عمل بوده و در هر اتاق عمل حداقل باید 2 منبع ساکشن ، یکی برای بیهوشی و دیگری برای عمل جراحی وجود داشته باشد. ترکیب جاری دو یا چند منبع ساکشن برای استفاده توسط دو تیم جراحی مناسب است. این دستگاه لازم است که علاوه بر اتاق عمل در اتاق بیهوشی ، اتاق بهبودی ، بخش مراقبت های ویژه و سایر بخش ها نیز وجود داشته باشد.
تکنیک های مختلفی برای انجام عمل ساکشن وجود دارد ، از جمله عمل جاروب کردن هوا (سیستم مکانیکی) ، یونیزه کردن (سیستم الکترومغناطیسی) ، استفاده از لیزر و ... . ساکشن‌های مختلف با توجه به تکنولوژی متفاوت و بسته به نوع کارآیی در جهان تولید می شود. یکی از انواع ساکشن‌ها ، ساکشن‌های پزشکی است.

موارد استفاده از ساکشن
- برداشتن سریع محلول های شستشو از ناحیه زخم
- خالی کردن حفرات آبسه
- گرفتن تومور در طول برداشتن آن
- تمیز و خشک نگه داشتن زخم برای مشخص شدن محل خونریزی
- مکیدن بافت های نکروتیک و صدمه دیده مغزی یا تومورهای نرم مغزی
- تخلیه کردن مایع مغزی نخاعی از بطن یا فضای زیر سخت شامه
- کمپرس کردن رگ خونریزی دهنده
- انتقال جرقه الکتروکوتر به ناحیه خونریزی  و کشیدن دودهای حاصل از کوتریزاسیون

تقسیم بندی ساکشن‌های پزشکی از نظر میزان خلاء نسبی (فشار منفی)
- خلاء بالا ((P>60Kpa (High Vacuum): استفاده دربخش های متفاوت مراکز درمانی وابسته 
- خلاء متوسط (P>20kpa): استفاده در مطب های پزشکی
- خلاء پایین ((P

مزایا و معایب دستگاه‌های ساکشن مختلف 
- ساکشن دوار روغنی: به دلیل ایجاد بخارات روغنی در فضای بیمارستان از نظر پزشکی منسوخ اعلام شده است.
- ساکشن دیافراگمی (نوسانی): در چرخه تولید هستند اما به دلیل سرعت و ظرفیت مکش پایین در عمل‌های جراحی حساس و سنگین به کار نمی‌رود.
- ساکشن‌های سیلندر و پیستونی: در دو نوع دور بالا و پایین تولید می شود که بهترین و مدرن‌ترین نوع ساکشن‌های تولیدی کشورهای پیشرفته هستند و معروف به ساکشن‌های خشک است.

عوارض جانبی انجام ساکشن (complication of suctioning)
- هایپوکسی
- آریتمی
- افت BP
- آتلکتازی
- عفونت (در بیمار و پرستار) که در ساکشن تراکئوستومی علاوه بر عوارض فوق این عوارض نیز غیرقابل ذکر است.
- صدمه به مخاط تراشه
- خونریزی
- تحریک عصب واگ
- سرفه حمله ای
- ایست قلبی و حتی مرگ

نکات مهم برای انجام ساکشن
1- به‌کار بردن روش استریل
2- اندازه سایز کاتتر که کمتر از نصف ETT را اشغال کند (بسته به نوع ترشحات بیمار و بر اساس تشخیص پرستار) می توان از کاتتر سایز بزرگ برای خارج کردن ترشحات غلیظ استفاده کرد.
3- هر بار ساکشن نباید بیش از 15 ثانیه بطول بیانجامد و درصورت نیاز به ساکشن مجدد ، فاصله هربار ساکشن کردن مابین 30- 20 ثانیه باشد.
4- در مجموع کل مدت ساکشن کردن کمتر از 5 دقیقه نشود.
5- قبل از انجام ساکشن حتماً باید فشار ساکشن را تنظیم کرد. در مورد ساکشن دیواری و پرتابل به شرح زیر است:


6- میزان N/S موردنیاز هر دوره ساکشن: بزرگسالان cc‌ 3-5 ، کودکان و نوجوانان 1-3 cc ، نوزادان کمتر یا مساوی cc 0/5 
7- وضعیت مناسب لوله دستگاه پیچ نخورده باشد ، سوراخ نداشته باشد ، مسیر داخلی آن کاملا تمیز و فاقد گرفتگی باشد)
8- شستشوی کامل درب شیشه ای دستگاه و لوله های متصل به آن با محلول ضد عفونی پس از خاتمه کار با دستگاه

مراحل ساکشن
1- بررسی ضرورت نیاز بیمار به ساکشن
2- آماده کردن تجهیزات موردنیاز (بررسی سالم بودن دستگاه ساکشن و ...)
3- برای پیشگیری از انتقال عفونت از بیمار به پرستار و بالعکس دست‌ها شسته شود
4- توضیح دادن پروسیجر برای بیمار درصورت هوشیار بودن
5- پوزیشن بیمار (در بیمار هوشیار: سر در زاویه 45 درجه / در بیمار غیر هوشیار: درازکش یک طرفه)

ساکشن پزشکی

انواع ساکشن
1- نوع ثابت یا سانترال: در دو نوع دارای مخزن یک‌بار مصرف و مخزن چند بار مصرف
2- پرتابل (قابل جابجایی): لوله های رابط و کاتترها و مخزن آن یک‌بار مصرفند.

اجزاء تشکیل دهنده دستگاه
- موتور الکتریکی
- مولد فشار منفی
- مخزن جمع آوری مایعات
- فیلترهای تصفیه
- مانومتر
- اتصالات انتقال دهنده مایعات و فشار منفی 

قسمت های مختلف ساکشن پرتابل 
- موتور
- گیج وکیوم (نمایش میزان فشار دستگاه) و پمپ وکیوم
- شیشه های ساکشن (مخازن) و لوله های رابط
- پیچ های تنظیم کننده ساکشن (تنظیم میزان مکش)

عیوب و رفع عیب
1- دستگاه روشن نمی شود:
اطمینان از سالم بودن پریز و برق دار بودن آن ، بررسی کلید دستگاه ، اطمینان از سالم بودن فیوز دستگاه


2- دستگاه مکش مناسبی ندارد:
بررسی درب مخازن جمع آوری مایعات (این درپوش ها گاهی در جای خود محکم نمی شوند و با ایجاد نشتی مانع از ایجاد فشار منفی مناسب در مخزن و مکش مناسب می شود) ، احتمال شکستگی محل اتصال لوله های رابط به درپوش ساکشن ، بررسی سطح روغن (در ساکشن های روغنی) ، کنترل اتصالات ساکشن


3- صدای ساکشن زیاد و غیر عادی است که در این صورت حتماً موتور ساکشن نیاز به سرویس دارد.


سر ساکشن Suction Tip
سر ساکشن را به لوله های استریلی که یک‌بار مصرف هستند وصل می کنند ؛ آنگاه دستگاه ساکشن را روشن می کنند تا خون و مایعات ساکشن شوند. می توان بر اساس محل جراحی و سلیقه جراح از سر ساکشن های مختلفی استفاده نمود.

انواع سر ساکشن
- Adson: برای تخلیه کردن محل جراحی از خون و مایعات و جلوگیری از تجمع آنها در جراحی های کرانیوتومی 
- Frazier: برای جمع آوری مقادیر کم مایعات تجمع یافته مورد استفاده قرار می گیرد ، مانند جراحی های پلاستیک یا جراحی های عروق محیطی. در انواع مستقیم یا دارای انحنا ، کوتاه یا بلند و فلزی یا یک‌بار مصرف موجودند.
- Poole: برای جمع آوری آسیت یا مایعات شستشو دهنده از داخل حفره شکم یا قفسه سینه مورد استفاده قرار می گیرد. در انواع مستقیم یا دارای انحنا ، فلزی یا یک‌بار مصرف موجودند.
- Yankauer: برای مکش مایعات در جراحی‌های دهانی ، شکمی و قفسه سینه مورد استفاده قرار می گیرد. در انواع فلزی یا یک‌بار مصرف ، با سوپاپ یا بدون سوپاپ کنترل مکش و در سایزهای اطفال و بزرگسالان موجود است.

Medical Suction

پارامترهای فنی مهم در خرید ساکشن های پزشکی
- ظرفیت مکش (لیتر بردقیقه (L/min)) و کیفیت موتور و مکش بالا - فشار منفی ماکسیمم خلاء نسبی (بار ، میلی متر جیوه ، کیلو پاسکال یا سانتیمتر آب)
- دارا بودن تأییدیه ها (مثل FDA) یا نشان‌ها (مثل CE‌) یا استانداردهای لازم
- ظرفیت و  توان خروجی بالا
- بدون صدا و لرزش بودن
- هزینه پایین تعمیر و نگهداری
- سیستم (Irrigation دارا بودن یا به صورت آپشن)
- بالا بودن قابلیت استریل بدنه
- حجم پذیری زیاد مخازن ساکشن
- مدت زمان و نحوه خدمات پس از فروش و گارانتی
- متناسب بودن قیمت با کارایی دستگاه
-‌ جنس لوله دستگاه (ضدجرقه و از موادی باشد که بر روی هم تا نشده و پس از مدتی کار کردن ایجاد گرفتگی ننماید.)

 

منبع: ماهنامه مهندسی پزشکی

 

چهارشنبه, 31 تیر 1394 ساعت 12:24

فلیم فتومتر یک از ابزارهای الکتریکی است که در بسیاری آزمایشگاه ها پیدا می شود که از آن بیشتر برای سنجش سدیم و پتاسیم بکار می بریم. اساس کار این دستگاه مانند اسپکتروفتومتر بر روی سنجش انرژی نورانی و طیف قشری اتم های موردنظر است.

دانلود

پسورد:www.medicaleng.ir

 

سه شنبه, 02 دی 1393 ساعت 11:41

انواع استريليزاسيون
استريليزاسيون محيط هاي كشت و محلول ها 
استريليزاسيون مواد مصرفي آلوده 
استريليزاسيون مواد خشك بسته بندي شده

دانلود

رمز عبور:www.medicaleng.ir

دوشنبه, 27 مرداد 1393 ساعت 08:57

آی پی ال intense pulse light  یعنی سیستم های  نور شدید پالسی. در اصل لیزر نیست بلکه فلش لامپهای زنون هستند که نور چند طول موجی و non coherent ایجاد می کنند که قادر است اثرات گوناگون بر روی ساختارهای مختلف پوست داشته باشد و می توان با گزینش فیلترهای مناسب اثر دلخواه برای اهداف مشخص را بدست آورد. دستگاه IPLروش محبوبی جهت برداشتن موهای زائد وجوان سازی پوست و روشن نمودن لکهای صورت وهم چنین آثار سطحی جوش های صورت (آکنه ) می باشد. دستگاه IPL لیزر نیست اما کارایی و عملکرد مشابه دارد. ارزانتر است و سریعتر عمل می کند.

دستگاه IPLبا پالس نوری شدید جهت حذف موهای صورت، پاها، پشت و پوبیس بصورت آرام و بی خطر استفاده می شود. پالس های نوری با تمرکز روی فولیکول موها موجب ایجاد گرما و تخریب آن ها بدون سوختگی و یا آسیب به پوست می شوند. دستگاه حذف موی IPL سریع وکاملا بدون درد است. عوارض جانبی کم است ولی می تواند شامل قرمزی و تورم در محل درمان باشد که به سرعت برطرف می شوند.

کاندیدهای مناسب جهت IPL افراد دارای پوست روشن و موی تیره می باشند، زیرا IPL پیگمان درون فولیکول مو را مورد هدف قرار می دهد. تعداد زیادی از مردم تجربه حذف موهای زائد به صورت کامل توسط این روش را دارند، اگر موها دوباره رشد کنند به صورت نازک و ظریف خواهند بود. 

 

IPL چگونه موجب رفع موهای زائد می شود؟

رنگدانه های پوستی تحت عنوان "ملانین"نقاط هدف IPL هستند. این رنگدانه ها موجب جذب انرژی نورانی و تبدیل آن به انرژی حرارتی می شوند. از آنجائیکه رنگدانه های ملانین در پیاز مو تراکم بیشتری دارد، این تبدیل حرارتی موجب تخریب و از بین رفتن پیاز مو و کاهش صدها فولیکول مو در هر تابش اشعه می شود.

 

این تکنیک در چه نقاطی از بدن قابل استفاده است؟

تمام مناطق بدن می تواند تحت درمان با IPL قرار بگیرند و هیچ تفاوتی هم بین زنان و مردان از این لحاظ وجود ندارد.انواع پوست ها و انواع مو با رنگ های متفاوت می تواند تحت تأثیر این درمان قرار بگیرد.البته به علت تراکم ملانین در پیاز موهای تیره، افرادیکه دارای پوست روشن و موهای تیره هستند پاسخ درمانی بهتری به این تکنولوژی میدهند. در افرادی که پوست تیره تری دارند به دلیل اینکه رنگدانه های ملانین موجود بیشتری در سطح پوست دارند موجب جذب مقداری از انرژی نورانی می شوند لذا انرژی کمتری را به پیاز مو انتقال داده، بنابراین نیازمند جلسات بیشتری برای درمان هستند.

 

چند جلسه برای درمان مورد نیاز است؟

هر تار مو در سه مرحله رشد می کند اما فقط در فاز رشد فعال، تراکم ملانین در پیاز مو به اندازه ای است که انرژی نورانی را در حد تخریب جذب می کند. از آنجائیکه در هر مقطع زمانی تنها یک سوم موها در این فاز قرار دارند، لذا حداقل 4 تا 6 جلسه برای درمان موهای ناخواسته مورد نیاز است. افرادی که دارای پوست تیره یا موهای روشن هستند نیازمند جلسات بیشتری برای درمان هستند.

 

آیا تأثیرات این روش دائمی است؟

بایستی بدانید که هیچ یک از روش های رفع مو، دائمی و مادام العمر نیستند اما اثر IPL نسبت به سایر روش های موجود ماندگاری بیشتری دارد. برخی افراد به طور کامل درمان می شوند اما اغلب افراد پس از مدتی با رویش مجدد موهایی با ضخامت بسیار کم و کم رنگ تر مواجه می شوند که نیازمند سالانه یک جلسه درمان نگهدارنده هستند.

 

دستگاهIPL  در موارد زیر کاربرد موثری دارد:

1- درمان دایمی موهای زائد

2- پوستهای خشک با چروک ریزسطحی و جوانسازی پوست

3- افرادی که قرمزی پوست گونه و بینی دارند.

4- آکنه های ملتهب و قرمز

5- پوستهای چرب با منافذ باز

6- قرمزی پس از بهبود جوش

7- کک ومک وآسیب های پوستی ناشی از آفتاب

8- روزاسه

9- تالنژکتازی

10- اسکارهای (فرورفتگی)ناشی از جوش

 

چگونه دستگاه IPL ضایعات عروقی را درمان می کند؟

بالا رفتن سن، قرار گرفتن در معرض نور خورشید و عوامل دیگر می تواند باعث شکنندگی در مویرگ ها و عروق خونی صورت شده و ضایعات عروقی ایجاد کند که تلانژکتازی (telangiectasias) نام دارد. این اتفاق عروق عنکبوتی را پدید می آورد. گاهی شکنندگی مویرگها باعث ایجاد قرمزی یا اریتم در پوست و خجالت افراد در جامعه می شود. روزآسه بیماری پوستی شایعی است که با قرمزی پوست مشخص می شود. تمام این بیماری ها به خوبی به IPL پاسخ می دهند. برای ضایعات عروقی پاها IPL و Nd-YAG laser  با هم می توانند روی این ضایعات کار کنند. طی درمان نور IPL و لیزر توسط خون داخل عروق کوچک جذب شده،عروق را گرم و تخریب می کند. با گذشت زمان عروق تخریب شده دوباره جذب و ناپدید می شوند. همچنین می توان از IPL در درمان واریس که عمقی تر است استفاده شود.

بیمار چه انتظاری موقع درمان داشته باشد؟

قبل از شروع درمان، معمولا یک لایه ژل سرد روی ناحیه مالیده  شده و بیمار از عینک محافظ استفاده می کند. طی درمان پزشک هندپیس را به  آرامی روی پوست حرکت می دهد.نور بصورت پالس های کوچک به پوست می رسد و معمولا بدون ناراحتی می باشد. گاهی اثرات درمان مثل قرمزی طی یک تا دو ساعت بر طرف می شود. در اکثر موارد صورت درمان می شود اما می توان گردن، قفسه سینه و دستها را نیز درمان کرد.

 IPL لایه سطحی پوست را درمان می کند در حالیکه انرژی به بافتهای عمقی تر می رسد. هم اکنون مطالعات بالینی انجام می شود تا تاثیر این انرژی را روی ساخت کلاژن مشخص نماید، چون به سفت و کشیده شدن پوست کمک می کند.

 

آیا در طی زمان لکه ها و قرمزی آشکار خواهد شد؟

در طی سال های بعد لکه های جدید، در صورت دریافت کافی نور خورشید ظاهر خواهند شد که این ها هم درمان خواهند شد. استفاده از ضد افتاب در خارج از خانه جهت کاهش صدمات ناشی از آفتاب و لکه های جدید و قرمزی مفرط، ضروری میباشد.

 

آیا از بین بردن موهای زائد خطری دارد؟

لیزر برای مدتی نزدیک به 15 سال برای درمان موهای زائد به کاررفته و در این سال ها بی خطر بودن آن ثابت شده است. آمار چند ساله مراکز درمانی نشان دهنده آن است که عوارض درمان بسیار نادر و گذرا بوده است.

مزیتهای IPL نسبت به درمانهای دیگر چیست؟

در درمان لیزر و پیلینگ های شیمیایی عمیق، بیماران اغلب  ناحیه درمان شده را پنهان می کنند تا تورم وقرمزی پوستشان از بین برود. میکرودرم ابرژن نا همواری های پوست را بر طرف می کند، اما روی تمام ضایعات نظیر قرمزی، برافروختگی و شکنندگی مویرگ ها تاثیرندارد.بالا کشیدن پوست صورت و دیگر اعمال جراحی برای بیماران جوان تر و خانم هایی که زایمان کرده اند و می خواهند به سادگی و بدون صرف زمان بهبودی ظاهر خود را تغییر دهند بسیار تهاجمی هستند.

منبع :http://2psipl.blogfa.com

جمعه, 13 تیر 1393 ساعت 17:33

 

آرتروسکوپی یک وسیله جراحی است که پزشک متخصص ارتوپدی از آن برای دیدن داخل مفصل به جهت تشخیص یا درمان بیماری استفاده میکند. کلمه آرتروسکوپی به معنای دیدن داخل مفصل است. Arthro به معنای مفصل و scopy به معنای دیدن است. در واقع یک آرتروسکوپ یک مفصل بین است. پزشک معالج با دیدن داخل مفصل میتواند بسیاری از بیماریهای آن را تشخیص داده و میتواند اقدام به درمان جراحی بعضی از آنها از طریق ارتروسکوپ کند.

دلايل نياز به آندوسكوپي :

روند تشخیص بیماری های مفصلی معمولا از مراحل خاصی میگذرد. پزشک ابتدا سعی میکند با صحبت با بیمار اطلاعات لازم در مورد مشکلات وی را از او بگیرد. سپس وی را معاینه میکند و بعد از آن از طریق انجام آزمایشات و تصویربرداری هایی مانند رادیوگرافی ساده، سی تی اسکن یا ام آر آی سعی میکند به تشخیص بیماری نزدیک تر شود. گاهی اوقات بعد از انجام اقدامات ذکر شده تشخیص دقیق بیماری امکانپذیر نیست. در این موارد ممکن است بتوان از طریق ارتروسکوپ و دیدن داخل مفصل تشخیص بیماری را امکانپذیر کرد. با استفاده از آرتروسکوپ میتوان پارگی لیگامان ها را در شانه و زانو درمان کرد. میتوان غضروف آسیب دیده در شانه یا زانو و منیسک آسیب دیده در زانو را ترمیم یا خارج کرد.

ترمیم یا بازسازی رباط صلیبی قدامی در زانو و یا خروج بافت های ملتهب در زانو، شانه، آرنج، مچ دست و مچ پا با آرتروسکوپ امکانپذیر است. آرتروسکوپ میتواند به خروج استخوان ها یا غضروف های آزاد در شان، زانو، آرنج ، مچ دست و مچ پا کمک کند. به توسط آرتروسکوپ میتوان سندرم کانال کارپ را در ناحیه مچ دست درمان کرد. گرچه میتوان رون هر مفصلی را با آرتروسکوپ دید ولی انجام آرتروسکوپی در شش مفصل بیشتر انجام میشود که عبارتند از زانو، شانه، آرنج، مفصل ران، مچ دست و مچ پا.

 

تکنیک آرتروسکوپی

مهمترین قسمت یک آرتروسکوپ یک لوله فلزی توخالی به اندازه تقریبی یک نی است ( منظور نی هایی است که برای نوشیدن مایعات از آنها استفاده میشود). در یک انتهای این لوله فلزی یک دوربین فیلمبرداری بسیار دقیق قرار گرفته است و در درون لوله تعداد زیادی عدسی وجود دارد. پزشک متخصص ارتوپد از طریق یک شکاف چند میلیمتری این لوله را وارد فضای مفصلی کرده و سپس تصاویر تهیه شده توسط دوربین به یک مانیتور با وضوح بالا منتقل میشود تا پزشک معالج بتواند تصاویر داخل مفصل را روی مانتیتور ببیند.

یک منبع نور پرقدرت از طریق همان لوله نور کافی را برای دیدن داخل مفصل در اختیار میگذارد. از طریق یک شکاف دیگر در روی مفصل لوله باریک دیگری وارد مفصل میشود تا از طریق آن مقداری مایعات به داخل آن فرستاده شود. هدف از این کار یکی اینست که مایع کدر داخل مفصل خارج شده و یک مایع شفاف و زلال جای آنرا بگیرد تا داخل مفصل بهتر دیده شود و دلیل دیگر افزایش حجم داخل مفصل است تا به این طریق اجزای مفصل بیشتر از هم فاصله گرفته و بهتر دیده شوند و فضا برای حرکت آرتروسکوپ در مفصل نیز مهیا شود.

 پزشک ارتوپد میتواند بسیاری از قسمت های داخل مفصل را از طریق آرتروسکوپ ببیند و بیماری ها و ضایعات آنرا تشخیص دهد. پزشک معالج ممکن است از طریق شکاف کوچک دیگری در مفصل ابزارهای جراحی خاصی را به داخل آن فرستاده و از طریق آنها اقدام به درمان جراحی بعضی از ضایعات درون مفصلی کند. این وسایل بسیار متنوع هستند. بعضی از آنها مانند چاقو برای بریدن بکار برده میشوند. با بعضی دیگر که یک سر چرخنده دارد میتوان قسمت هایی از بافتهای داخل مفصل را تراشید. میتوان از لیزر هم در حین آرتروسکوپی استفاده کرد.

 

مراحل انجام آرتروسکوپی :

معمولا درمان آرتروسکوپی بصورت یک جراحی سرپایی است به این منظور که بیمار مدت کوتاهی معمولا چند ساعت قبل از جراحی در بیمارستان بستری شده و بعد از آرتروسکوپی میتواند در همان روز از بیمارستان مرخص شود. مانند هر عمل جراحی دیگر بیمار باید به توسط متخصص بیهوشی تحت بیهوشی عمومی یا بیحس کمری یا بندرت بیحسی محلی قرار بگیرد. پس باید قبل از شروع عمل بیمار حداقل بمدت هشت ساعت چیزی نخورده و نیاشامیده باشد. کل آرتروسکوپی ممکن است چیزی حدود نیم تا یک ساعت وقت ببرد. اگر در حین عمل بطور کامل بیهوش نشده باشید شما هم میتوانید از طریق مانیتور شاهد آرتروسکوپی باشید. در انتهای جراحی، وسایل خارج شده و شکاف های پوستی بخیه شده و پانسمان میشوند.

 

عوارض آرتروسکوپی :

عوارض آرتروسکوپی زیاد نیست ولی مانند هر جراحی دیگر احتمال عفونت، التهاب وریدها، تورم و خونریزی زیاد، آسیب و عروق یا اعصاب وجود دارد. احتمال عارضه در آرتروسکوپی اگر به درستی انجام شود کمتر از یک درصد است.

 

مزایای آرتروسکوپی :

گرچه توجه به آرتروسکوپی از جانب مردم بیشتر به علت استفاده از آن در درمان ورزشکاران معروف بدست آمد، ولی درمان با آرتروسکوپ در بعضی بیماری ها میتواند موجب ساده شدن عمل جراحی، درد کمتر بیمار بعد از جراحی و دوران نقاهت کوتاهتر میشود. بیمار معمولا همان روز یا روز بعد از جراحی میتواند از بیمارستان مرخص شود. خیلی از اوقات بیمار میتوان بعد از چند روز به سر کارش برگردد.

 

 

 

شنبه, 07 تیر 1393 ساعت 08:30

 

مقدمه :

با پيشرفت تكنولوژي در طول سالهاي اخير روشهاي بسياري براي بدست آوردن تصاوير سه بعدي همانند (MRI) به وجود آمده است كه از آنها براي تشخيص در پاتولوژي و برنامه ريزهاي درماني استفاده مي شود در واقع اين تصاوير به پزشك كمك مي كند تا تصوير را با دانش آناتومي و پاتولوژي خود مقايسه كند و نوع بيماري را تشخيص دهد از طرف ديگر اين تصوير برداريها نقش اساسي در هدايت روند جراحي دارند به طوري كه در حين جراحي تصميم بگيرد در كامپيوتر تحول بزرگي در زمينه هدايت جراح در جراحي بوده است تكنيكهاي تصوير برداري در نهايت به صورت وسيعي رشد پيدا كرده اند و امروزه مي توانند بر نمايش تصويرهاي سه بعدي با كيفيت بالا از آناتومي و پاتولوژي نرمال براي جراح، از حالت عروقي و عملكردي نيز تصاويري براي جراح فراهم كنند.

يك فاكتور اساسي در تكنيك IGS توانايي ثبت تصاوير گرفته شده از تصوير برداريهاي گوناگون است و جنبة ديگر آن توانايي دنبال كردن تصاوير به صورت realtime  در طول و عمل جراحي و به تصوير كشيدن آنها به صورت سه بعدي و حجم دار مي باشد. از جمله تكنيك هاي استفاده شده در IGS ،توانايي برجسته بيني (stereoscopic) و حفيقت مجازي (virtual rality) مي باشد كه به طور بسيار خوبي توانايي تصور ذهني و تجسم پزشكي را بالا مي برد. IGS علي رغم اينكه به شدت برفرضهاي بدست آمده از تصاوير پيش از جراحي تكيه دارد مورفولوژي بافت را در طول عمل جراحي به درستي نمايش مي دهد با به عرصه در آمدن تكنيك MRI و اولتراسوند و ثبت الكتروفيزيولوژي از بافت توانستند دقت تشخيص در تصاوير را بالا ببرند.

كامپيوتر يكي از بخشهاي عمده اين بخش از مهندسي پزشكي را شامل مي شود كه علاوه بر نمايش دادن واداره كردن تصاوير پزشكي در كنترل تجهيزات تصوير برداري ، بازسازي تصاوير از اطلاعات خام ، دنبال كردن ابزار و مدل سازي بافت ، ارزيابي مراحل اجراي جراحي ، كنترل رباتها و تسهيل واسطه انسان – ماشين نام برد. به طور كلي IGS با هدف بر اينكه بتواند توسط پردازش تصوير ، هدايت در هنگام عمل ، برنامه ريزي قبل از عمل تصويري را به صورت real time در هنگام جراحي به جراح ارائه دهد به وجود آمده است .

تاريخچه IGS:

ريشه هاي IGS در زمينه استريوتاكتيك (stereotaxis) مي باشد. اولين افراد      clark وHorsely            بودند كه براي تعيين موقعيت نقاط روي سرميمون ها ازlandmark         هاي ثابت شده روي جمجمه ميمون استفاده كردند كه تا مدتها اين روش پيشرفتي نكرد .

بعدها، مهندسي كه با سيستمClark كاركرده بود وسيله مشابهي براي جمجمه انسان طراحي كرد.

Speigleدر سال 1947 مجدداً تكنيك استريوتاكتيك را كشف كردند و از مفهوم سيستم مختصات كارتزين سه بعدي براي مغز انسان استفاده كردند و باقرار دادن فريم هايي(frame)  به صورت مرجع روي سر بيمار رابطه بين مغز و تصاوير راديوگرافي گرفته شده از سر بيمار را مشخص مي كردند.

انواع مختلفي از فريمهاي استريوتاكتيك وجود دارد كه ممكن است در ظاهر متفاوت باشند ولي در عمل يكسان هستند يعني داراي يك مرجع هستند كه يك سيستم مختصاتي مرتبط باlandmark قابل تشخيص در تصاوير دارند و نيز يك پايه ثابت و راهنما براي ابزار استفاده شده كه روند جراحي دارند.

اولين استفاده ها از فريم هاي استريوتاكتيك به همراه CT به وسيلهBergstrom وGreite       در1976 گزارش شد كه انطباق CT را با جراحي استريوتاكتيك نشان مي داد.

در سال 1979،Brown       به طور رسمي شكلي از ماركرهاي ثابت را طرح ريزي كرد كه به فريم متصل مي شوند و توسط CT تصوير برداري شده و در اين تصاوير قابل تشخيص بودند.

طرح ميله هاي موازي يا اريب اطراف فريم اساس ماركرهاي ثابت استريوتاكتيك را در استفاده امروز شكل مي دهند. فريم هاي استريوتاكتيك مجهز به دو نو ماركر ثابت مي باشند. ماركر اول براي تصاوير رفته شده از CT  است و عموماً يك سري از ميله هاي z و N و V نصب شده روي فريم مي باشند اين ماركرها به طريقي نشان داده

مي شوند كه به وسيله اسلايسهاي تصوير قطع شوند و شكل آنها درهر اسلايس از تصاوير به طور واحد نشان داده شوند.

شكل ماركر ثابت ديگر براي استفاده در تصاوير  طراحي شده و شامل دو دسته از اجسام نقطه اي روي صفحات ، كه به طور عمودي روي خط مركزي پرتوx-ray      بالا مي رود و در هر طرف از فرد قرار داده شده اند ، مي باشد. هر كدام از اين نقاط به وضوح در تصوير ظاهر مي شوند و از موقعيتشان مي توان براي بازسازي دقيق هندسي تصوير استفاده كرد در ابتدا تنها روش تشخيص تصاوير راديوگرافي بودند و نمودارهايي روي تصاوير راديوگرافي براي محاسبه مختصات فريم هدف استفاده مي شوند. اگر چه، جز اينكه عمق دقيق ساختار  به طرو استقرايي شناخته شده بود اندازه گيري دقيق شكل بود با ورود CT و از زماني كه تمام ساختارها توانستند در يك اسلايس در سطح صاف معيني قرار داده شوند و مختصات در آن صفحه مستقيماً خوانده شود. به طور كامل مختصر تر و بهتر شد.

در ابتدا CT توسط فريم تصاويري به منظور راهنمايي جراحي استريوتاكتيك استفاده مي شد .

وقتي كهMRI  در مرحله استفاده بود، همان متادولوژي به كار گرفته شد. اگرچه اجزاي فلزي فريم هاي سازگار MRI براي جلوگيري از اغتشاشات ناخواسته به دليل تحت تاثير بودن درميدان مغناطيسي جايگزين شوند.

در حالي كه ماركرهاي ثابت برايCTاز مس يا آلومينيوم ساخته مي شوند برايMRI  بايد آنها را از كانالهايي در صفحات پلاستيكي پر شده از يك مايع ، معمولاً محول سولفات مس زيرا كه سيگنال واضحي در تصويرMRI مي سازد جايگزين كردن .

 

- سيستم راهنما و برنامه ريزي كامپيوتري شده :

قبل از ظهورCT،توضيح تصاوير در دسترس در آن زمان ونتريكولوگرافيx-ray  واطلسهاي مغزي بود. كارهاي اوليه در اوايل دهه 1970 توسط Betrand،      پله ها را براي در خواستهاي جراحي بر پايه كامپيوتر بعدي گشود.

1_سيستم هاي بر پايه فريم :

در اوايل دهه 1980 سيستم هاي برنامه ريزي كامپيوتري كار خود را با برنامه هاي ساده اي شروع كردند كه اين برنامه ها براي تشكيل سيستم هاي مختصات بر پايه ماركرهاي ثابتي كه در صفحات تصوير تشخيص داده مي شد بودند.

در آن زمان اسكنرهايCT وMRI باKB128-256 ميني كامپيوترهاي 16 بيتي با     حافظه كنترل مي شوند. قدم منطقي بعدي اصلاح كردن نرم افزار به گونه اي بود كه تصاوير چند كيفيتي بتوانند تركيب شوند و طرح ريزي هاي جراحي بتوانند با استفاده از اطلاعات بدست آده از تركيب CT وMRI و آنژيوگرافي حاصل شود. اين توانايي تركيب تصاوير باعث مي شود كه مسير با اطمينان از قطع كردن مغز در داخل منطقه بدون رگ انتخاب شود.

2-سيستم هاي بدون فريم

با وجود اينكه فريم استريوتاكتيك مزاياي زيادي دارد ولي بيشتر شان شامل يك جراحي تهاجمي كوچك براي بستن آنها به بيماري باشد (چه با ايجاد سوراخهايي به عمق        1-2mm و3-4 در مغز با مته هاي پيچي براي گذاشتن گيره هاي كند و بي نوك يا گيره هاي تيزي كه تحت فشار در جمجمه گذاشته مي شوند.

بنابراين خواست عمومي است كه در صورت امكان فريم حذف شود اگرچه بدون فريم براي گذاشتن ماركرهاي ثابت به ابزارهاي ديگري بايد براي ثبت تصوير بيمار به كار گرفته شود.

 

3-ثبت و مكان يابي

اگر تصاوير در طرح ريزي يا راهنمايي كردن روند جراحي مفيد مي باشند، بايد با بيمار تطبيق داده شود به اين طريق كه فضاي تصوير (تعريف شده به وسيله آرايه سه بعدي و كسل ها ) به سيستم مختصاتي دنياي واقعي بيمار ربط داده مي شود. ابتدا نقاط همولوگوس (نظير) يا سطحي بايد در تصوير و بيمار معين شوند و سپس اين اطلاعات بايد براي تخمين ماتريسي تبديلي كه سيستم مختصات تصوير را به سيستم مختصات بيمار مرتبط مي سازد استفاده شوند.

4-انطباق نقطه اي

يك راه استفاده از كامپيوتري است كه پوينتر را براي شناسايي و تعيين ماركرها دنبال مي كند مثل گوشه خارجي چشمها،targus گوشها وnaison سپس اين ساختارهاي مشابه  با استفاده از يك كرسر حركت شونده توسط موس در داخل تصاوير سه بعدي بيمار تعيين مي شوند.

5- انطباق سطحي

بعضي از سيستم هاي از روش انطباق سطحي براي كامل شدن متد انطباق نقطه اي استفاده مي كنند. استفاده از سطوح اقتباس شده از تصوير سه بعدي بيمار مي باشد. صحت بدست آمده از اين نوع نزديك شدن، به علت عدم تطبيق منحصر به فرد جفت نقاط هومولوگوس روي بيمار و تصاوير كاهش مي يابد. درحالي كه اين ممكن است براي بسياري از اهداف جراحي مغز و اعصاب مناسب باشد. پس در مراحل كه احتياج به دقت بالا دارند استفاده نمي شود.

6-ماركرهاي استفاده شده روي استخوان

صحت و دقت روند تطبيق نقطه اي مي تواند تا حدي با استفاده از ماركرهاي سطحي چسبيده روي پوست بيمار افزايش يابد در اين مورد محلهايشان مي تواند با استفاده از پوينتر با دقت بيشتري تعيين شود و مي توانند به طور اتوماتيكي در داخل تصاوير سه بعدي بيمار شناسائي شوند.

Maurer با دلايل متقاعد كننده نشان داد كه

تنها راه رسيدن به انطباق بيمار به تصوير با همان صحت كه مي تواند با فريم استريوتاكتيك به دست آيد استفاده از ماركرهاي ثابت نصب

شده روي استخوان است . حتي با وجود اينكه كاشتن اين ماركرها مرجع ، روندي را تشكيل مي دهد كه تقريباً به همان نسبت فريم استريوتاكتيك تهاجمي است، با اين حال تحت بيهوشي موضعي انجام مي شود. نشان داد كه صحت هدف به دست آمده با ماركرها طراحي شده مناسب ، مي تواند در حدود 5% تا 5/1 ميليمتر باشد.

 

- جراحي هدايت شده از طريق تصاوير:

-سيستم هاي دنبال كردن

تبديل روند جراحي استريوتاكتيك بر پايه فريم به بدون فريم ، توسط دسترس به قدرت كافي كامپيوترها براي مهارت انجام دادن و نشان دادن تصاوير پزشكي سه بعدي و نيز به وسيله پيشرف سيستم هايي كه به پروبها و تجهيزات اجازه حركت به وسيله كامپيوتر در طور روند را مي دهند، ممكن ساخته شد. بسياري از روشها براي انجام راهنمايي جراحي براي عملهاي داخلي مي باشند. بعضي از آنها پروبي را كه به طور فيزيكي با بازوي چند مفصلي براي تجهيزات نگه داشتن سر بيمار متصل شده و موقعيت پروب با تشخيص زواياي هر مفصل تعيين مي شوند، به كار مي گيرند. بقيه از روشهاي اولتراسوند ، نوري يا مغناطيس براي تعيين موقعيت پروب استفاده مي كنند.

هر سيستم مزايا و اشكالات خود را دارد. سيستم مكانيكي هميشه در ارتباط با كامپيوتر است و نيازي به ادامه دادن خطوط بينايي پروب و مبدل سيگنال ندارد. از طرف ديگر بزرگ است و به زور داخل اتاق عمل مي شود.

روشهاي اولتراسوند ، الكترومغناطيس و نوري اجازه رها شدن از سيستم مكانيكي را مي دهند اما در مورد سيستمهاي اولتراسوند و نوري – هميشه بايد خطا نوري بين سنسورهاي روي پروب و بعضي از قسمتهاي انتقال بدون قطع شدن ، وجود داشته باشد. سيستم هاي الكترومغناطيسي اين اشكال را ندارند ، اما كارشان اغلب با حضور قسمتهاي فلزي در نزديكي سنسور موقعيت ، محدود مي شود . تلاشهايي براي تركيب بخشهاي نوري و الكترو مغناطيسي براي ساختن تجهيزاتي صورت گرفته است كه از يك سيستم دنبال كننده نوري براي دوباره كاليبره كردن دنبال كنندة بر پايه مغناطيسي به صورت      استفاده مي كند كه بنابراين دنبال كننده مغناطيسي مي تواند كار سيستم نوري را هنگامي كه خطوط نوري شكسته مي شود ، بدست گيرد .

به طور متداول هر دو دسيستم هاي مكانيكي و نوري به طور روتين در پروسه         به كارگرفته مي شوند و اين بخشها عموماً صحت و دقتي بهتر از 1mm        در روش دنبال كردن به دست مي دهند.

بعضي از سيستمهاي نوري اخيراً از تكنولوژي دنبال كردن غير فعال استفاده مي كنند كه اشياي منعكس شده به دست آمده از پروبها به وسيله سيستم تصويربرداري نوري چند گيرنده اي تشخيص داده مي شوند. اخيراً ، هيچ راه حل رضايتبخشي

براي مشكل دنبال كردن  يك شي ( براي مثال نوك كتتريا اندوسكوپي قابل انعطاف ) در داخل بدن وجود ندارد مگر با به كارگيري سيستم تصوير برداريrealtime مثل MRI   ،اولتراسوند يا فلورسكوپي.
يك تكنولوژي كه نويدي براي استفاده در شرايط دنبال كردن به طور عمومي در اندوسكوپي انعطاف پذير و كتترهاي دقيق را مي دهد، به كارگيري فيبر نوري مي باشد. به خصوص رفتار فيبرهاي نوري مي تواند در چنين راهي  كه عبور نور ، وظيفه شعاع انحناي فيبر مي باشد. ساخته شود.

مختصات تبديل :

موفقيت مركزي سيستمهاي        ، توانايي شرح اندازه گيريهاي بدست آمده در يك سيستم مختصات ( با فريم مرجع) به يكي ديگر است . وقتي كه در فريم استريوتاكتيك،باسر( و تصوير) سروكار داريم ، اين به طور نسبي درست است ، به شرطي كه سيستم مختصاتي تصاوير با سيستم مختصاتي فريم در يك رديف قرار گيرد.

در يك درخواست نوعي ، براي مثال دنبال كردن يك مبدل اولتراسوند ، ممكن است چندين تبديل مختصات داشته باشد كه بايد قبل از ثبت تصاوير بوسيله مبدلي كه مي تواند با تصوير بيمار ثبت شود ، تخمين زده شود.

روند رسيدن به تصوير شامل سلسله اي از تبديلات  منحصر به فرد است . به علاوه ، هر باريكي از تبديلات به نمايش تصوير بخش دنبال شونده در داخل يك تصوير دو بعدي و يك تصوير سه بعدي MRI      است. اين روند شامل استفاده از يك ماتريس تبديل هموگولوس مي باشد كه يك تبديل چند به يك را وقتي كه بين تصاوير سه بعدي و دو بعدي حركت مي كند انجام مي دهد(يعني چند نقطه اي در تصوير سه بعدي به تك نقطه اي در تصوير دو بعدي).

به طور معكوس يك تبديل يك به چند وقتي در جهت معكوس حركت مي شود ، تخمين زده مي شود (يعني يك نقطه در تصوير دو بعدي به يك خط در تصوير سه بعدي ترسيم شود.)

- تصويربرداري چند كيفيتي

اگر چهCT نخستين تصويربرداري به كار گرفته شده براي جراحي استريوتاكتيك بود، به زودي آشكار شد كه ساير تصوير برداريها مي توانند اطلاعات CT را كامل كنند. به خصوص و آنژيوگرافي تفاضلي ديجيتالي ، اطلاعاتي را كه توسط         قابل دسترسي نمي باشند، فراهم مي كنند. به اين خاطر سيستمهاي نمايش و آناليز «تصوير چند كيفيتي » براي اجازه دادن به طرح ريزي و راهنمايي عمل براي چيدن ديتاي چند تصوير به طور همزمان پيشرفته شدند.

علاوه بر استفاده از اطلاعات اناتومي در تصويربرداريهاي مختلف (براي مثال استخوان ازCT و بافت نرم ازMRI) كامل كردن و تمام كردن تصاوير عملكردي در تصويربرداري تشديد مغناطيسي ، عملكردي ، توموگرافي انتشار پزيترونPET ، يا توموگرافي انتشار تك فوتونSPECT          ،ممكن است .

يكپارچگي اطلاعات عملكردي و آناتومي عموماً براي شناسايي ناحيه فعال در مغز كه در طول جراحي بايد از آن پرهيز شود ، به كار گرفته مي شود. اگر چهCT وMRI سيستمهاي تصوير برداري سه بعدي و آنژيوگرافي ديجيتالي ، دو بعدي مي باشد، با اين وجود امكان نمايش طرح نقطه شناسايي شده در تصوير سه بعدي ، داخل آنژيوگرام دو بعدي است. به علاوه يك نقطه مدخل آنژيوگرام سطحي ، مي تواند به عنوان خطي داخل    يا      نمايان شود.

اين تكنيك چند كيفيتي به طور ويژه اي به دو روش مهم بود: وقتي كه مسيرها به ساختارهاي عميق مغز طرح ريزي مي شوند يا وقتي كه الكترودهاي ثبتECG در طول روند محلي كردن كانون هاي مربوط به حمله ناگهاني صرع كاشته مي شدند.

ويدئو:

تصوير برداري ويدئويي مي تواند اطلاعات زيادي را به روند        اضافه كند اغلب يكپارچگي تصاوير ويدئويي كه به طور زنده در طول پروسه جراحي به دست مي آيند، با تصوير سه بعدي قبل ازعمل تقويت مي شود.

اين روش جراح را قادر مي سازد كه پوست بيمار را در محل عمل ببيند و بهترين حالت كرانيوتومي را براي نزديك شدن به هدف پيدا كند.

از زناني كه بسياري از روندهاي جراحي شامل استفاده از يك ميكروسكوپ عمل هستند، يكپارچگي تصاوير ميكروسكوپ با تصاوير بدست آمده ازCT وMRI قبل از عمل مزاياي آشكاري دارد. در اين مورد تصاوير ميكروسكوپ ، مي توانند به صورت الكترونيكي ، در يك مد ديجيتال يا آنالوگ ، با تصاوير تركيب شده اي كه روي ويدئو يا مانيتور كامپيوتر نشان داده مي شوند كامل شوند.

-حركت بافت در طول روندIGS      :

روندIGS   به طور طبيعي به دو دسته مجزا تقسيم مي شود: 1- روش استريوتاكتيك رايج كه عمق هدف داخل مغز توسط پروبي كه با دريل پيچي يا سوراخ شدن هب وسيله خار حاصل مي شود. 2- بازكردن كراينوتومي در روش اول حتي اتلاف مايع مغزي – نخاعي     مي تواند دليل شيفت بافت باشد و بايد از آن جلوگيري كرد.

در مورد دوم ، اگر چه به محض اينكه كرانيوتومي انجام شود، بافت مغزي مي تواند به طور قابل توجهي تغيير شكل دهد، تمام سيستمهاي IGS مرسوم ، بر اين فرض كه در حال عمل شدن است مي تواند به عنوان عضو صلبي كه شكلش در بين تصوير برداري قبل از عمل و هنگام عمل تغيير نمي كند رفتار كند.

بنابراين ارتباط رزولشن تصوير، صحت ثبت و دنبال كردن  ، همراه با اغتشاش هندسي تصاوير ، تنها نصف مشكل است.

 

 

اندازه گيري شيفت مغزي

در سالهاي اخير توجه بيشتري بر معلوم كردن اثر فشار پتانسيلي شيفت مغز در طول مغز و اعصاب شده است . وابستگي پروسه به شيفت بافت تا 20 ميلي متر ، تحت شرايط معمولي جراحي مشاهده مي شود.

از تصاوير MRI در حين عمل براي تشخيص وسعت حركت بافت به وسيله مقايسه اين تصاوير با تصاوير قبل از عمل استفاده كرد. آنها شيفت مغز را تا5mm و تغييرات حجم ونتيريكولار را تا 44% مشخص كردند.

مطالعات مشعابعي توسط Hill Etal          انجام شد كه براي مشاهده تغيير مكان نقاط مرجع روي كورتكس بعد از كرانيوتومي با ميكروسكوپ جراحي بود كه مكان بافت هاي مياني را براي 5 بيمار نمونه تا 4/7 گزارش دار ولي مطالعات اخير تغيير مكان ميانگين را mm15 و شيفتيهاي تا mm 24 گزارش داده اند.

 

تصحيح شيفت مغز در حين جراحي :

همزمان با تلاش براي اندازه گيري شيفت بافت ، تعداد زيادي از مولفين شروع كردند به تحقيق كردن درمورد ميانگين تصحيح براي اغتشاشاتي كه در طول روند جراحي كرانيوتومي روي مي دهد. سه جهت مجزا به وجود آمد دو مورد از آنها در مورد پيش بيني تغييرات حجمي بر پايه اثري كه در داروها انتظار مي روند از يك طرف و تغييرات قابل مشاهده سطح قشري از طرف ديگر بررسي مي كند.

MIga، مدلهاي آلماني محدودي از بافت مغز را به كار گرفت كه از خواص مكانيكي و روشي كه مايع را نگه مي دارد تركيب مي شود. در انتهاي ديگر طيف ، روشي است كه سطح كورتكس را با ليزر پيدا كننده محدوده          اسكن مي كند و سطح اندازه گيري شده را با سطح قشري كه از تصوير       قبل از عمل تعيين شده به تطبيق مي دهد.

سومين روش براي رفع اين مشكلات كسب تصاوير از مغز كه در طول روند جراحي و يا استفاده از اين تصاوير به طور مستقيم براي هدايت جراحي يا به كارگيري آنها براي تصحيح قبل از عمل براي مطابقت دادنشان با مشاهدات در حين عمل مي پردازد. اين روشها ، اولتراسوند وMRI در حين عمل را به كار مي برند تا شامل افزايش صحت تصويربرداري ملاحظه اي شوند.

 

سيستمهاي نمايش

ماهيت         بخش دنبال كننده آن است اگر چه بخش مهم ديگر ، نمايش آن است كه بايد قادر به نمايش تصوير در سه بعدي به وسيله صفحات عمودي كه موقعيت پروب دنبال شوند را در تفسير سه بعدي تصوير بيمار دنبال مي كند باشد و براي اينكه وسيله موثري در اتاق عمل مي باشد ، بايد به درستي و به خوبي اثر متقابل داشته باشد.

نمايش تصوير چند وجهي

نمايش تصوير چند وجهي بر همان ميزان گرفتن تصوير توموگراني قديمي است و حتي وقتي كه رزولوشن سيستمهاي اوليه از خواص فيزيكي فاصله داشت با دليل ثابت شد كه ديتاي اسلايسهاي عمودي در هدايت از ميان تصاوير در سه بعد ، سفيد بودند.
حتي وقتي اندازه و كسلهاي سيستمهاي تصوير برداري اولي mm  13×5/1×5/1 بود، نمايش چند وجهي پذيرفته شد. امروزه باCT وMRI به دست آوردن ديتا با mm1 و كسل ، ممكن است در حاليكه سيستمهاي كامپيوتري اوليه تنها قادر به بريدن ديتا در طول محورهاي قائم بودند، سيستمهاي امروزي قادرند برشهاي دلخواهي از تصامير بزنند.

 
نمايش سه بعدي

اندازه هاي  مرسوم نمايش تصاوير پزشكي ، فيلم روي يك         viewbox بود و حتي با ظهور تكنيكهاي تصويربرداي سه بعد مثلCT وMRI تا تصويرهاي اخير ، هنوز نمايش اسلايس به اسلايس بود چه بافيلمهاي رويlightbox استاندارد يا روي نمايش كامپيوتر ، اگر چه ، چنانچه حجم ديتا در تصوير نمونه افزايش مي يافت لزوم نمايش حجم به صورت تك ورودي نسبت به مجموعه اي از اسلايسها نيز افزايش يافت.

نمايش اين ديتا (حجمي يا وكسلي) با طرح ريزي سطها در حجم يا وارد كردن خود حجم به داخل صفحه نمايش به دست مي آيد. اين دو روش نمايش به عنوان انتقال سطح و انتقال حجم شناخته شده اند. انتقال سطح در خواست مي كند سطوح ساختارهاي مورد بحث ، در داخل حجم معين شوند (به وسيله روشهاي رنگي كردن دستي يا اتوماتيكي) و رايج ترين روش تصاوير سه بعدي پزشكي است .

 

نمايش برجسته بيني :

استفاده عمومي تصوير برداري استروسكوپي در راديولوژي تشخيصي خيلي قديمي نيست.

اگر چه مراكزي هست كه هنوز به طور روتين آن را به كا رمي گيرند در حالي كه بقيه تك و توك از آن استفاده مي كنند. تجسم فكري استروسكوپي در اتاق عمل به وسيله تيم جراحي در موسسه مغز و اعصاب مونترال براي چند سال به كار گرفته شده است كه به طور ابتدايي براي يكپارچگي آنژيوگرافي تفاضلي ديجيتالي با        و        براي اهداف جراحي بود. اخيراً تجسم فكري استروسكوپي براي درمان بيماري پاركنسيون گسترش يافته است.

 

واقعيت مجازي

با توجه به اين حقيقت كهIGS     بر مبناي استفاده از نمايش مجازي بدن يا عضو خاصي در شكل تصاوير پزشكي است . تمام تكنيكهاي ذكر شده شامل المانهاي «حقيقت مجازي » مي باشند . در حالي كه ديد عمومي از حقيقت مجازي به طور اساسي در مركز صنعت سرگرمي قرارگرفت كاربردهاي منحصر بفردي در زمينه هاي بسيار دارد كه شامل رباتيك  است . درIGS ، نقشهاي مهم حقيقت مجازي به عنوان تاكيدي بر كاهش روندهاي تهاجمي ، رو به افزايش مي باشند. از هنگامي كه تجسم فكري مستقيم از ميدان جراحي ، با كوچكتر شدن قسمتهاي باز شد و جراحي ، سخت تر و سخت تر شد، جهت و سير طبيعي جستجو براي تشخيص بر پايه مدل ساختارهاي به دست آمد ازCT وMRI فراهم شد و ميدان ديد اندوسكوپي كه پديدار مي شود، اولين مورد از اين مي باشد. روشهاي انتقال سطحي و نيز انتقال حجمي به طور رايج در اين زمينه به كار گرفته مي شود و تجسم فكري استروسكوپي اغلب براي ماكزيمم كردن مزاياي تصوير سه بعدي نمونه به كار گرفته مي شود.

زماني كه بقيه مولفين به يكپارچگي تصاوير ميكروسكوپي بانمايش محدوده عمل توجه مي كردندDaveyوPisani تصاوير ويدئويي زنده و استروسكوپي را با سه بعدي تركيب كردند.

 

نمايش بر پايه سر

پيشرفت كامپيوتر و تكنولوژي تصوير برداري به سمت پيشرفته كردن           و هدايت شده است. چنين بخشي نمايش بر پايه سر HMDاست كه مي تواند تجسم فكري استروسكوپي را با ديد مستقيم و تصاوير مدل كامپيوتر ، يكي كند.

جراح مي تواند كه ديد مستقيمي از عمل داشته باشد در حالي كه درهمان زمان تصاوير مجازي ثبت شده (براي مثال از MRI     سه بعدي )  درtrack ميدان ديدش است. در همان مدتي كه سر به طور درست در طول روند Track  مي شود. تصاوير صرفنظر از موقعيت سر جراح باقي مي ماند. يكي از بزرگترين مزاياي اين روش اين است كه تصاويري را كه به طور نرمال روي مونيتور كامپيوتري كه به طور ناجور قرار گرفته در همه زمانها در ميدان ديد جراح نمايش مي دهند ، نگه مي دارد. با اين سيستم تصاوير به دست آمده از مطالعات قبل از عمل، هميشه ، در ديد مي باشند. تصاوير اندوسكوپي بر پايه ويدئو          بدون نياز به منحرف كردن از محل عمل ، در دسترس جراح هستند.

 

كوچك كردن تكنيكهاي تهاجمي

پروبهايي كه درOTS استفاده مي شوند. نمي توانند دقت زيادي داشته باشند چون دقت آنها وابسته به سخت افزار و تكنولوژي مي باشد كه آنها نيز محدوديتهايي

دارند. همين طور دقت پروبها وابسته به محدوديت تكنيكهايي است كه تصوير را با بيمار تطبيق مي دهند و نيز شيفت مغز را در طور جراحي حساب نمي كنند و اين سبب مي شود كه            IGS   به سمتي سوق داده شود كه سيستمهايMRI            و اولتراسوند در طول عمل  به طور همزمان استفاده شود و نيز اسكن كردن تمام قشر سطحي بيمار در هنگام جراحي توسيط ليزر انجام شود.

استفاده از اطلسها

بعضي  ضايعه ها مانند زخم و التهاب هستند كه در MRI وCT به طور دقيق نمايان نمي شود و يا اندازه آنها دقيقاً مشخص نخواهد شد براي اينكه كاملاً مطمئن شويم كه ضايعه در مسيري مي باشد كه داريم داخل مي شويم ، پزشكان از اندازه گيري الكتروفيزيولوژيكي استفاده مي كنند. براي آنكه الكترودهاي تحريك الكتريكي را در محلهاي مناسب قرار دهند، از اطلسهاي thalamus يا     استفاده مي كردند. در اين اطلسها اطلاعات بسيار  كاملي آمده است. اما مشكل اصلي اطلسها ، اين است كه روي تصويري مغز هر دو كار كرده اند و اطلاعات فوق از مغز هر دو گرفته شده است در نتيجه اطلاعات فوق با بيمار واقعي فرق مي كرد. اما پزشكان به طور دستي تصاوير گرفته شده از بيمار را توسط اطلاعات اطلس ها تقسيم بندي مي كردند و با آن تطبيق مي دادند كه كار بسيار ظريفي و سختي بود. اكنون توسط اين اطلاعات مي توان پروب و ضايعه را سه بعدي كرد و از هر جهت نمايش داد و اين كمك بزرگي براي جراحان بود. با وجود آن بايد گفت كه هنوز جاي واقعي ضايعه توسط تصاوير به طور دقيق نشان داده نشده است . يعني ممكن است دقت خلي عالي نداشته باشد براي همين مي توان در طول عمل با استفاده از اطلاعات سه بعدي الكترودها را نصب كرده و مكان ضايعه را تست كرد و اين كار در قبل از عمل انجام مي شود.

 

سيستمهاي تصوير برداري تداخلي

مهمترين قسمت IGS كه بسيار بحث برانگيز است ، تصاوير استفاده شده مي باشد در كل اساسIGS و موفقيت آن وابسته به تصاوير آن است . با تغيير تصاوير مورفولوژي كه از آنها ساخته مي شود تغيير خواهد كرد.

MRI:

سه نوع تصوير برداري به روش MRI وجود دارد.

1- سيستمهاي ابررسانا 5/0 تسلا كه براي اتاق عمل اختصاصي شده اند و داراي طراحي باز مي باشند كه به پزشك اجازه دسترسي وسيعي را به بيمار مي دهد و در طول جراحي در هر لحظه كه بخواهند مي توانند از بيمار  بگيرند.

2-سيستمهاي الكترومغناطيسي يا پايدار 1 تا 2/0 تسلا براي اهداف كلي ساخته شده اند كه از هر طرف به بيمار قابل دسترسي مي باشد.

3-سيستمهاي افقي 5/1 تسلا خود شيلد شده كه با سرعت ميدان بسيار بالا مي باشند.

بيشتر اين سيستمها اجازه مي دهند كه تصوير برداري در همان هنگام جراحي انجام گيرد و در بعضي موارد به صورت      به طور متوالي و ديناميكي استفاده مي شوند.

ترقي و پيشرفت اين مسائل در بعضي درمانها مثل جراحي – كرايو (سرما) و يا درمان از طريق گرما مي باشد كه مي توانند به صورت realtime نمايش داده شود زيرا تغييراتي در خصوصيات بافتها در اثر گرما و سرما حاصل خواهد شد. معايب اصلي اين وسايل ، دسترسي به بيمار مي باشد. همين طور استفاده از اين وسايل در اتاق عمل سبب تاثير ميدان مغناطيسي روي وسايل جراحي مي شود و بايد آنها را نسبت به اين ميدانها شيله كرد.

در پروژه EASI       در موردIGS تحقيق انجام شده است . فعاليت آن در دو محدوده كاري بوده است .

1-IGSدر جراحي مغز

2_IGSدر جراحي اتساع آئورت در محدوده شكم

هدف پروژه افزايش كيفيت جراحي و كاهش ريسك در جراحي به خصوص جراحي مغز مي باشد.

براي بازيابي بيوپسي هاي مغز جهت تحليل و تجزيه بافت ، جراحي تومورهاي مغز ، اندوسكوپي در بطنهاي مغز تجهيزات بسيار پيشرفته اي براي اين جراحي ساخته شده است كه توسط اين تجهيزات آناتومي بيمار را مي توان دشت و با تصوير واقعي تطابق دارد. با اين تجهيزات پزشك مي تواند ساخته شده است كه توسط اين تجهيزات آناتومي بيمار را مي توان دشت با تصوير واقعي تطابق داد . با اين تجهيزات پزشك مي تواند مسير جراحي را در طول عمل ببيند و قبل از عمل انتخاب كند.

پروژه  راجع به ابعاد پروتز قبل از عمل در تصوير سه بعدي CT وMRI   هدايت جراحي در هنگام قرار دادن پروتز در مكان مي باشد.

اين پروژه براي تصوير سازي قبل از عمل ، برنامه ريز قبل از عمل ، هدايت در هنام عمل اجرا شد.

جراحي مغز توسط شامل كرانيوتومي (بازكردن قسمتي از جمجمه و برش تومور). بيوپسي ، وارد كردن كتترهاي شانت در داخل بطنها براي كشيدن آب       و جراحي آندوسكوپي ، براي تمامي اين مراحل ، جراحان مي خواند كه برنامه ريزي قبل از عمل را بر اساس تصويرهاي  يا       انجام دهند. اين شامل تقسيم بندي ، متصور ساختن سه بعدي ساختارهاي مهم مانند رگهاي عفوني ، تومورها، بطن ها، چينها و شيارهاي مغز مي باشد. كاربرها اصولاً ترجيح مي دهندكه برنامه را از قبل تهيه كنند و از طريق آن جراحي را انجام دهند و در طول عمل فيدبكي از جراحي و انحراف مسير داشته باشند.

 

اساس برنامه ريزي برايEASI_NEURO :

طراح اوليه اين تكنيك درست كردن ايستگاه تصويربرداري MR قبل از عمل و هدايت در هنگام عمل توسط تجهيزات مي باشد. اين تكنيك شامل نرم افزار و سخت افزار مي باشد.
تجهيزاتي براي جهت يابي اسكنرهاي مختلف و از بين بردن انحرافات در تصاويرCT ، برنامه ريزي و هدايت در استريوتاكتيك بدون فريم ، بيوپسي ، براي كرانيوتومي و برداشتن تومور و هدايت هنگام جراحي اندوسكوپي ، به وجود آمده اند .

اولين قدمIGNS     تصور ساختن ناحيه بدن بيمار در صفحه هايCT ياMRI     قبل ازعمل مي باشد. در اين تصاوير ممكن است انحراف هندسي به وجود بيايد به طور مثال كج شدن گنتري            و يا از بين رفتن و ناقص شدن ميدان مغناطيسي درMRI . اين انحرافات هندسي روي صحت هدايت در IGS      اثر مستقيم خواهند گذاشت زيراIGS بر پاية تصوير بنا شده است.

براي اين منظور فانتومهاي خاصي طراحي شد تا اين انحرافات هندسي را تشخيص دهد و رفع كند . از طريق اين فانتومها جهت يابي دقيق در 0.1mm  درMRI وCT انجام و سيستم را كاليبره مي كنند. يك بيوپسي توسط اين تجهيزات كمتر از 40 دقيقه بادقت mm2-5/1 طول مي كشد كه كيفيت اين بيوپسي بدون فريم در مقابل بيوپسي با فريم بسيار قابل ملاحظه است .

 

متدهاي IGS        :

تقسيم بندي

سه بعدي ساختن

ثبت ويدئويي در هنگام عمل

ثبت ليزر در هنگام عمل

نمايش ثبت چند مدلي

اندوسكوپي مجازي

نشان دادن در مان از طريق گرما

LED   هاي داخل جراحي

تعيين مكانهاي گريد متحرك

اين روش بازسازي و مدلسازي از تصاويرCT وMRI   مي باشد.

براي بدست آوردن يك كنتراست بسيار بالا و يك تصوير واضح براي جراحي ، احتياج بر ناحيه بندي تصاوير داريم . از اين متد براي تجسم بهتر عضوهاي بدن قبل از عمل و در حين عمل استفاده مي شود  به طور مثال در جراحي مغز تصاوير اسكن شده توسط CT ياMRI قبل از آنكه سه بعدي شوند يا روي آنها كاري انجام شود بايد بر اساس آناتومي بدن نامگذاري شوند. در اين متد به صورت اتومكانيكي بافتها و اعضاي مهم كه براي جراح اهميت دارد مشخص مي شوند و بعد روي آنها بر چسب گذاري مي شود در قسمت سه بعدي كردن يا 3Dmodel          توسط الگوريتم خاصي و همين طور نرم افزارهاي گرافيكي پيشرفته، تمام سگمنتها تشخيص و بعد مرزهاي سگمنتها و برجسته كردن تصوير توسط تيره و روشن كردن سگمنتها انجام مي گيرد. توسط اين تكنيك بافتها درCT وMRI بازسازي و مدلسازي مي شوند. نرم افزارهاي گرافيكي مانند CAوLAVA     قابليت رنگ بندي ، حركت دوران ، شفافيت وسه بعدي كردن و مقياس بندي كردن را دارد.
مهمترين و سخت ترين بخش درIGS    برنامه ريزي براي بيوپسي مي باشد. در اين جراحي بايد نزديكترين راه براي دسترسي به عضو مورد نظر با كمترين صدمه به بافتهاي مجاور طراحي شود كه از دو تكنيك فوق براي اين منظور استفاده مي شود.

روش استريوتاكتيك بدون فريم ابتدا توسط جراحان مغز و اعصاب استفاده شد ولي بعد براي بيوپسي از تمام اعضاي بدن مانند نخاع استفده زيادي شده است .

ثبت ويديويي در هنگام عمل

مي توان اطلاعات سه بعدي سازي را با آناتومي بيمار منطبق ساخت كه اين پروسه را           گويند و براي تمام پروژه هاي registration مورد نياز است . ابتدا سطح بدن بيمار ثبت و بعد استخوانها عضلات و ... كه اعضاي داخلي مي باشند اضافه و روي مونيتور نمايش داده مي شوند. در واقع توسط اين تكنيك اطلاعات       روي آناتومي بيمار منتقل مي شود. به طور همزمان فيلمي توسط يك دستگاه فيلمبرداري از همان زاويه ديد جراح از بيمار و عضو مربوطه گرفته مي شود.

ثبت ليزر در هنگام عمل

براي اينكه ثبت دقيقي توسط فيلمبرداري انجام گيرد و اطلاعات كامل از موقعيت بيمار از تخت نسبت به جراح بدست آيد ، از تكنيك فوق استفاده مي شود. ليزر از تمام قسمتهاي بيمار اسكني انجام مي دهد تا مكان دقيق بيمار و چگونگي قرار گرفتن آن بدست آيد توسط اينكار مشكل جابجايي و از دست دادن وضوح تصوير بر طرف مي شود. تمام اين كارها توسط كامپيوتر انجام مي شود چون احتمال دارد وضعيت بيمار در هنگام عمل تغيير كند و كاليبره كردن دستگاه         با بيمار بهم بخورد در نتيجه بايد اسكن ليزري انجام شود. ليزر 3 بار در  نقاط مختلف به بيمار تاباند مي شود روي عضو مربوطه نقاط مرئي سه بعدي به دست آورد .

بعد از به دست آوردن تصاوير سه بعدي از داخل بدن بيمار ، روند ثبت اتوماتيكي براي متمركز كردن دقيق ليزر روي شكل هايMRI  ميباشد. توسط اين تكنيك به طور دقيق با توجه به ليزرها و مختصات MRI شكل سه بعدي را روي بيمار انتقال مي دهند. با اين كار مختصات سيستم        با محور مختصات تصاوير تطبيق داده مي شوند.

 

نمايش ثبت چند مدلي

اطلاعات چندين تصوير و ثبت آنها از توانايي هاي  مي باشد كه سبب افزايش كيفيت تصاوير مي شود. درIGS مي توان تمام تصاوير يك بيمار از محور مشخصي را با هم ميكس كرد . تصاوير فوق ميتواند        MRI ،CT،PETو... باشد.

 

آندوسكوپي مجازي

تركيب          با تكنيكهاي مختلف اندوسكوپي سبب بوجود آمدن درمان با كمترين تهاجم به بدن شده است . با تكميل كردن تصاوير سطحي باMRI      ( كه از داخل عضو مي باشد. ) جراح مي تواند تمام قسمت آناتومي عضو را احساس كند در تمام قسمت اندوسكوپي جراح كنترل كامل هنگام حركت در داخل عضو را  دارد.

 

نشان دادن درمان از طريق گرما

اندازه گيري توزيع گرما در بافت را با تصوير كردن در      مي توان نشان داد كه اين محل توزيع دما را در فضا بهتر از ترموكوپل نشان مي دهد . تغييرات غير قابل

برگشت در بافت را توسط منحني هايي مي توان نشان داد و همين طور تغييرات ناپايدار قابل برگشت در اطراف ، هنگام درمان توسط ليزر را مي توان برجسته كرد.

 

LEDهاي داخل جراي

در اتاق عمل به جاي تكنيك استريوتاكتيك بدن فريم از ديودهاي نوري براي رسيدن به هدف وموقعيت يابي تجهيزات استفاده مي شود. اين وسايل با پروتوهاي مارون قرمز به صورت مثلثي قرار گرفته اند كه توسط سنسورهايشان تشخيص داده مي شوند.

اين تصوير سازي براي تعيين محل دقيق پروبهاي داخلي كه مكان آنها در هنگام عمل قابل مشاهده نمي باشد، مفيد است .

 

تعيين كردن مكانهاي گريد تحريك

در بسياري از موارد جراحي مغز و اعصابي كه حمله بيماري هاي متفاومت مانند حملات قلبي و تشنج و صرع  رنج مي برند ، ديدن محل فعاليتهاي اين حملات در مغز و يا ثبت آنها در         بسيار سخت مي باشد. در اين موارد به طور معمول بيمار در جراحي دارد يك گذاشتن الكترودها يكي هم يك هفته بعد براي از بين بردن و برداشتن ضايعه در سر. در اولين جراحي تعدادي الكترود روي قشر مغز به طوري كه سيمها از پوست بيرون آمده باشند قرار مي دهند در طول هفته بعد اگر بيمار دچار حملات شود از طريق ثبت سيگنالها مكان دقيق ضايعه را مي دهد به اين هفته ، هفته مانيتورينگ گويند. در بسياري ازموارد يك تكنسين بايد مكان الكترود ها كه قشر مغز توسط آنها گريد شده اند را روي كاغذ رسم كند تا به عنوان مرجع براي هفته مانيتورينگ استفاده شود.با استفاده از سيستم هدايتي    مي توان پروب را كه سيمولاتور دارد ، روي تمام مغز كشيد و مكانهايماركرها (الكترودها ) را روي مدل سه بعدي از سر با به دست آوردن مختصات اين الكترودها رسم نمود مطابقت بين گريد الكترودها با مكان آنها روي قشر مغز بسيار آسان بوده است .

 

نتيجه گيري

در يك مورد از جراحي گزارش شده كه يك جراحي مغز از 8 ساعت به 5 ساعت كاهش يافته است . به علت وابستگيIGS به تصاوير قبل از عمل ، بي دقتي بسيار كوچك توسط اين اسكنرها سبب اشتباه زيادي در طول جراحي مي شود با وجود آمدن فانتومهاي كاليبراسيون از اين خطا جلوگيري شده است . اما به علت اينكه تصاوير قبل از جراحي تهيه مي شوند حركت بيمار حتي به اندازه mm1 روي جراحي اثر بسيار زيادي خواهد گذاشت . اين مسأله تنها مشكلي است كه تكنيكIGS را تهديد مي كند. با وجود راههايي مثل اسكن مكان بيمار با ليزر در هنگام عمل يا تصوير برداري از بيمار در اتاق عمل اما هنوز خطا از رفتن حركت بيمار اين تكنيك را تهديد مي كند.

هم اكنون در بيمارستان ملي لندن اين تجهيزات موجودست و بيش از 100 جراحي از طريق           انجام شده است . از زمان اسكن تصاوير تا سه بعدي كردن آنها و كارهاي گرافيكي مانند چرخاندن مدلسازي و ... براي هر مريض 15-3 ساعت طول مي كشد و زمان ميانگين آن 6 ساعت مي باشد.

جراحي OTS با توجه به نوع پروب (نصبLEDها) و قرار گرفتن گيرنده كه با نوع جراحي ، طراحي آنها فرق مي كند به چند گروه تقسيم مي شوند.

 

الف –از بين بردن تومور

ب – جراحي رگها

ج- بيوپسي

2-اتساع رگها در ناحيه شكم

3-ستون فقرات

الف – سينوسهاي بيني

ب – تومورهايي كه در سينوس اسفنوئيد قرار دارند.

 

جراحي مغز

الف) جراحي تومور كه خود نيز بر اساس محل قرار گيري تومور در جمجمه به چند قسمت تقسيم مي شود:

1-تومورهايي كه در زير قشر جمجمه عمود بر صفحه افقي در محور سر باشند و در جراحي از بالاي سر به داخل حركت كنند.

2-تومورهايي كه در كف جمجمع قرار دارند.  

3-تومورهايي كه در پشت جمجمه قرار دارند و در جراحي از پشت سر به داخحل حركت مي كنند.

4-تومورهايي كه در طرفين محور داخلي سر قرار دارند.

2/ نقشه  جمجمه بري و برداشتن تومور باOTS  هنگام  انجام يك كرانيوتومي ، جراحي بايد يك سري مجموعه تصميمات سه بعدي بر پايه مطالعات تصاوير 2 بعدي بسازد . سيستمهاي استريوتاكتيك بدون فريم مانند OTSدر درستي چنين داوريهاي جراحي پيشرفتهاي بزرگي ايجاده كرده اند .OTS       زمان عمل را كوتاه و زخم جراحي را كوچك بدون محدوديت مكانيكي استاندارد فريمهاي استرديوتاكتيك كرده است . فيزيك تصويري فوري براي جراحان فراهم مي كند كه به موجب آن ضريب اطمينان جراحي افزوده مي شود. چون بيشتر كرانيوتوميها با كوچكترين برشها انجام دهد ، بستري در بيمارستان كوتاه شده است .

در طول برش تومور ، اطلاعاتي در مورد وسعت و حد برش مي دهد . صحت و درستي آناتومي ، شامل محل هدف قبل از عمل تا حد امكان در طول جراحي وجود دارد.

 

 

شنبه, 07 تیر 1393 ساعت 08:14

                                       

1- مقدمه:

1-1 تاريخچه :

  اولين اشارهاي كه به استفاده از دستگاه GSR در تحقيقات روانشناسي شده است ، در كتابي تحت عنوان" مطالعات در تجزيه و تحليل كلمات" مي باشد كه توسط Carl Gustav Jung  در سال 1908 نوشته شده است.در اين كتاب اين روانشناس سوئيسي روشي را توضيح مي دهد كه در آن توسط دستگاهي كه داراي الكترودهايي است كه به دست بييمار متصل مي شوند . تغييرات مقاومت پوست آنها اندازه گيري مي شود .به اين ترتيب كه كلماتي كه در يك ليست هستند يكي يكي براي فرد خوانده مي شوند ؛ اگر يك كلمه در ليست داراي بار احساسي باشد ، تغييري در مقاومت پوست فرد ايجاد مي شود كه سبب حركت عقربه دستگاه GSR مي گردد.كلماتي كه پاسخ بزرگتري نسبت پاسخهاي نرمال در دستگاه GSR ايجاد مي كنند .حوزه هايي را كه براي افراد ايجاد ناراحتي مي كند.

بدون تقويت ، استفاده از اين دستگاه سخت بود ، بنا بر اين تا سال 1930  كه تقويت كننده ها پيشرفت كردند، اين وسيله به عنوان يك سرگرمي آزمايشگاهي باقي ماند.بعد از سال 1930 و زماني كه دستگاه GSR با تقويت كننده و بصورت قابل حمل ساخته نشد، ايده استفاده از اين دستگاه با جديت توسط جرم شناسان مطرح گرديد.اين دستگاهها تحت عنوان دروغ سنج شناخته شدند و توسط نيروي پليس مورد استفاده قرار گرفتند .سر انجام در سال 1970 با تحقيقات بيشتر در زمينه بايوفيدبك، دستگاه GSR بعنوان يكي از انواع بيوفيدبك در كاربردهايي چون Meditation(تفكر عميق)وRelaxation مورد استفاده قرار گرفتند[6].

امروزه از دستگاه GSR در مقاصدي چون بيوفيدبك فيزيولوژيك،دروغ سنج، اندازه گيري ميزان هيجانات عاطفي،استرس و برانگيختگي، اندازه گيري سطح پاسخ به تحريكات مختلف و آموزشهاي Relaxation مورد استفاده قرار مي گيرد[6].

 

1-2:  GSRچيست؟

    در اثر يك تحريك عاطفي يا جلب توجه كننده، در پوست كه حاوي غدد عرق ميباشد دو پديده از خود نشان ميدهد. اين دو پديده يكي كاهش در مقاومت و ديگري نيز تغير در پتانسيل ميباشد.

    براي صحت و درستي اندازه گيري هر كدام از اين پديده ها بايد به نوع و مكان الكترودها، الكتروتيتهاي مورد استفاده با آنها و نيز مشخصات دستگاه اندازه گيري توجه خاصي مبذول شود. به تغير در مقاومت   پاسخ exosomatic مي گويند و تغيير پتانسيل، پاسخ endosomatic  گفته مي شود.با اينكه اين دو پديده بيش از يك قرن است كه مورد بررسي قرار گرفته اند ولي هنوز اسامي و سمبل هاي متفاوتي براي آنها استفاده مي شود و عنوان استاندارد شده اي وجود ندارد.

   تغيير پتانسيل توسط  Tarchanoff  در سال 1890توضيح داده شد.اين رويداد بيوالكتريك اغلب به نام پتانسيل پوست نيز ناميده مي شود.براي اندازه گيري اين سيگنال يك الكترود روي ناحيه اي كه داراي غدد تعريق مي باشد( فعال) و الكترود ديگري روي ناحيه اي عاري از غدد عرق يا ناحيه اي كه توسط سائيدن پوست به صورت غير فعال و مرجع در اورده شده است،قرار داده مي شود. اگر هر دو الكترود روي ناحيه فعال قرار بگيرند،تغيير پتانسيل مشابه ايجاد مي كند اختلاف پتانسيل بين الكترود ها صفر خواهد بود.اختلاف پتانسيل نقاط مختلف بدن توسط    Edelberg(1967) جمع آوري شده است.

   تغيير مقاومت (يا معكووس آن تغير رسانايي ) در سال 1888 Fere كشف شد.او گزارش هايي از كاهش مقاومت بين الكترود هايي كه قدامي يا بازو و پاي فردي كه تحت تحريكات صوتي و تصويري قرار گرفته بود، ارائه كرد.Fere پيشنهاد كرد كه اين پديده مي تواند در مطالعه فيزيوتوژي – روان شناسي باليني با ارزش باشد. از زمان Fere تا كنون افراد زيادي نواحي مختلف پوست را براي مشخص كردن نقاطي كه بيشترين تغيير مقاومت را در پاسخ به تحريك ايجاد مي كنند، مورد مطالعه قرار داده اند.

   مقاومت پوست يا معكووس آن رسانايي مي تواند به دو صورت tonic  وphasic توصيف شود.پاسخ Tonic به سطح baseline مقاومت پوست بدون هيچگونه رويداد محيطي خاصي گفته مي شود، پاسخ tonic معمولا" سطح مقاومت پوست (ُُ( SRL يا معكووس آن سطح رسانايي پوست (SCL) ناميده مي شود. افراد در مقدار SRL با يكديگر متفاوت هستند.

   البته پاسخ Tonic با توجه به شرايط رواني و نيز تنظيمات سيستم عصبي خود مختار در طول زمان تغيير مي كند. پاسخ فازيك به تغييراتي در مقاومت يا رسانايي پوست گفته مي شود كه در اثر رويدادهايي كه اتفاق مي افتد، ايجاد مي شود.تحريكات محيطي شامل تحريكات صوتي، تصويري و.... تغييرات وابسته به زمان را در مقاومت( يا رسانايي) پوست ايجاد ميكنند. اين تغييرات معمولا" پاسخ مقاومتي پوست (SRR) يا معكووس آن پاسخ رسانايي پوست (SCR) ناميده مي شوند. SRR يك تغيير در مقاومت پوست است كه بعد ازچند ثانيه  دوباره به سطح پوست baseline مقاومت پوست يا همان پاسخ tonic بر ميگردد .كه اين تغييرات فازيك اغلب به صورت ساده GSR ناميده مي شوند.GSR پاسخ psychogalvanic پوست نيز مي نامند.

 

   1-3:آناتومي و فيزيولوژي عمومي پوست و غدد عرق:

 پوست از نقطه نظر بافت شناسي شامل سه لايه استبه نامهاي :1-اپيدرم 2-درم 3- سابدرم.

     1-اپيدرم:لايه خارجي پوست است كه خارجي ترين لايه آن لايه شاخي است. عمدتا" از سلول هاي پوستي خشك و مرده تشكيل مي گردد و مقاومت بالايي را در برابر هر نوع بار الكتريكي ايجاد مي نمايد.

     2-درم:در لايه درم كه در زير اپيدرم قرار گرفته است به وسيله اعصاب و عروق خوني به خوبي پشتيباني مي گردد.

     3-سابدرم:اين لايه را زير جلدي هم مي نامند و در زير درم واقع شده است و به عنوان جايگاهي براي دو نوع غدد عرق تلقي مي گردد.غدد اپوكرين:كه عموما" در ناحيه زير بغل و نواحي تناسلي يافت مي شوند.

بنانراين عملا" اين نواحي نمي توانند براي ثبت فعاليتهاي الكترودرمال بكار روند.

         - غدد آكرين: تقريبا" در سراسر سطح بدن منتشر گشته اند ولي روي سطوح كف دستها و پاها تراكم بيشتري دارند.

   غدد آكرين به صورت پيچ خورده در لايه سابدرم واقع شده اندو شامل دو قسمت اصلي است:

                       الف)قسمت ترشحي كه مسئول انتشار حركت عرق از لايه سابدرم به لايه درم است.

                       ب) قسمت خارج كننده.

   غدد اكرين به عنواو مجراي غده عرقي شناخته مي شودو ساختماني نسبتا" مستقيم دارد و در مسير خود از لايه درم كه مملو از عروق خوني و اعصاب است، به سمت اپيدرم پيش مي رود. در لايه شاخه اپيدرم مجددا" پيچ خورده تا به سوراخ عرق برسد.

   ساختمان پيچ خورده غدد عرقي در اپيدرم اجازه انتشار هر چه بيشتر عرق به سلولهاي اطراف را ميسر مي سازد. از آنجايي كه اعصاب رسانه اي(neurotransmeter) پس گر    غدد عرق از نوع استيل كولين ميباشد و گيرنده دخيل در اين كار، به عنوان رسپتورهاي موسكاريني طبقه بندي ميشود. غدد عرق تنها به وسيله سيستم عصبي سمپاتيكي بدون وجود الياف پاراسمپاتيك عصب دهي مي شوند. بنابراين بازگشت يك پاسخ الكترودرمال به سطح تونيك، به بازجذب غير فعال عرق با ميزان رطوبت طبقه شاخي و بازجذب فعال آن بستگي دارد.غدد عرقي به طور طبيعي بر حسب شرايط هموستاز تخليه مي شوند.

   غده عرق زماني شروع به ترشح عرق مي كند كه يك سيگنال از سيستم عصبي سمپاتيك دريافت نمايد. همچنان كه عرق در مجرا بالا مي آيد، يك سيستم انطباقي بيولوژيك كه به صورت بازجذب غير فعال عمل

مي كندو از مرطوب شدن بارز پوست جلوگيري مي كند.

   همچنين مكانيسم ديگري وجود دارد كه به صورت بازجذب فعال عمل مي كند و براي خارج نمودن عرق از مجرا و نيز بازگرداندن آن به يك وضعيت پايدار طراحي گرديده است.

 

   1-4:شكل الكترود-الكتروليت:

   با توجه به شكل (‌‌‌‌‌2) مدل ساده اي از مدار معادل بين الكترودهاي سطح پوست در نقاط يك و دو را ارائه مي نمايد.اين مدار معادل از سه بخش تشكيل شده است.ارتباط بين الكترود و الكتروليت و پوست و بافت ها و مايعات بدن

 

-بخش الكترودالكتروليت:                                                                                                                          Ehc: نمايشگر پتانسيل نيم پيل است و مقاومت سري Rs اثر مقاومتي ژل بين الكترود پوست را نمايش مي دهد.

   Cd,Rd: رفتار الكترود- الكتروليت را مدل مي سازند. در ضمن عناصرRd,Cd بر خلاف انتظار مقاديري وابسته به جريان و فركانس مي باشند.

    Rd:با افزايش سطح و چگالي جريان و فركانس تحريك كاهش مي يابد.[4]

   Cd: با افزايش فركانس كاهش يافته ولي با افزايش چگالي جريان و افزايش سطح، افزايش مي يابد.

   :Ehc نيز به مواردي چون جنس فلز، نوع الكتروليت و غلظت يوني و نيز دما بستگي دارد[3].

-مدار معادل پوست شامل موارد زير است[1]:

    Rsc,Csc : مدارهاي معادل لايه stratum corneum مي باشند.دامنه Rsc به نوع الكتروليت استفاده شده و نيز ميزان تعريق وابسته است.

   R: مقاومت بخش هايي را نشان مي دهد كه نفوذ پذيري آنها تغيير كرده است و در SRR نقش دارند.SRR  و Rو Rsc هر دو بازاي تحريك كاهش مي يابند.

   E: تغييرات ولتاژي را نشان مي دهد كه توليد كننده پاسخ پتانسيلي پوست مي باشد.

   مدارهاي معادل بافت ها و مايعات بدن:

     R,R`t: مقاومت هاي R, R`t مقاومتهاي خارج سلولي و داخل سلولي را نمايش مي دهند.[3و4و2].

    :Ctمدل خازني غشاء سلولي را نشان مي دهد.[4و3و2].

 

   1 -5: جنس و نوع الكترود الكتروليت:

   جنس و نوع الكترود و الكتروليت يكي از موارد مهمي است كه بايد در ثبت   GSR مورد تئجه قرار گيرد.  نحوه انتخاب اين دو عامل مي تواند دامنه تغييرات در مقاومت پوست را تغيير دهد. تحقيقات نشان داده اند كه محلول كلريد سديم، كلريد آمونيوم و سولفات پتاسيم، GSR را% (100-300) افزايش مي دهند.كلريد الومينيم تغييرات مقاومت را %1000زياد مي كند و كلريد روي پاسخ را تقريبا" دو برابر مي كند. البته دامنه اين افزايش به جهت جريان نيز بستگي دارد.محلولهاي پاك كننده رقيق، اسيد استيك و مواد قليايي، SRR را كاهش مي دهند. محلول كلريد سديم تاثيرات بسيار ناچيزي روي GSR دارد و Edelberg براي ثبت سيگنال  GSR استفاده از اين محلول را توصيه مي كند. علاوه بر اين Edelberg در سال 1967 بيان كرد كه الكترودهايي كه براي ثبت سيگنال هاي ECG,EEG به كار مي روند براي ثبت SRR مناسب نيستند. همچنين در مورد نوع فلزي كه براي ساخت الكترود مورد استفاده قرار مي گيرد، بايد دقت كافي مبذول داشت. زيرا اين فلز

مي تواند با الككتروليت واكنش داده و نمكي ايجاد كند كه اين نمك سبب كاهش يا افزايش SRR گردد.(1)

   امروزه الكترودهاي Ag-AgClبه همراه يك محلول ضغيف كلريد سديم كه مشابه عرق است مورد استفاده قرار مي گيرند.Edelberg در سال 1967 نشان داد استفاده از محلول %0.3NaCl در يك خمير نشاسته اي همراه با يك ماده نگاه دارنده براي ثبت هاي طولاني مدت مناسب است. براي ثبتهاي كوتاه مدت محلول رقيق NaCl كفايت ميكند.

   خراش دادن ناحيه زير الكترود مي تواند ولتاژهاي ناخواسته اي ايجاد نمايد.بريدگيها و زخمهاي پوستي GSR و سطح مقاومت پوست را مي كاهد.

   به طور كلي الكترودهاي مستعمل توسط شركتهاي سازنده شامل : 1-AgAgcl 2 – برنج كه سطح آن از نيكل پوشيده شده است .البته برخي محققين معتقدند كه الكترود نوع دوم ، احتمال وقوع انواعي از مشكلات مداخله كننده الكتريكي نظير پلاريزاسيون را تشديد مي كند.الكترودها زماني پلاريز مي شوند كه خصوصيات الكتريكي روي الكترودهابا كسب شارژ الكتريكي تغيير كند.اين پلاريزاسيون مي تواند سبب بروز انحراف از سطح تونيك پوست (سطح پايه يا در حال استراحت) گردد.(5)

   پلاريزاسيون الكترود سبب به وجود آمدن منشاء اندازه گيري شده غير حقيقي مي گردد.(5) البته اين مسئله بايد خاطر نشان گردد كه تمامي الكترودها، صرف نظر از ساختار تركيبي آنها،‌ در برابر مشكلات پوست حساس هستند.

 

     1-6: اقداماتي كه جهت گرفتن يك سيگنال  GSR‌مطلوب بايد صورت گيرند:

   - يك روش مناسب براي كم كردن پلاريزاسيون عبارت است از جدا نمودن دوره اي سيمهاي متصل به الكترودها و تعويض آنها بين الكترودها مي باشد. بنابراين جهت شارژ الكتريكي عبوري از بين الكترودها، معكوس مي گردد.

   - الكترودهاي Ag-AgCl تنها براي استفاده با واحدهاي كاندوكتانسي پوست طراحي مي شوند و براي واحدهاي مقاومتي پوست مناسب نيستند.

   از طرفي الكترودهاي Ag-AgCl حين به كارگيري نيازمند نگهداري و مراقبت بيشتري نسبت به الكترودهاي برنجي با روكش نيكل هستند.(به كار رفته در واحدهاي مقاومتي پوست.)

الكترودهايAg-AgCl به بعضي از انواع مواد واسطه نظير ژل الكترود، براي حصول اطمينان از برقراي تماس بين الكترودها و پوست نياز دارد. به علاوه خود الكترودها نيز بايد به طور مرتب تميز شوند و حتي ممكن است نياز به كلره كردن مجدد داشته باشند.

      به طور جالب توجهي، الكترودهاي استيل زنگ نزن به كار رفته در ابزار پلي گراف موسوم استرلينگ در برابر تخريب مقاوم ترند و راحت تر از الكترودهاي برنجي با روكش نيكل و Ag-AgCl نگهداري مي شوند. گرچه هنوز ابزار پلي گراف كامپيوتري اسيتون و لافايت هر دو، الكترودهاي برنجي يا روكش نيكل را در جزءو,GSC  GSRخود به كار مي برند.

-           نحوه قرار گرفتن صحيح الكترودها:

با توجه به شكل(3) مي توانيم جايگاههايي را كه در صورت قرار گيري الكترود در آنها، ثبت سيگنال بهتري خواهيم داشت را بررسي مي نماييم:

شكل(3):جايگاههاي قرارگيري الكترودها

   در ثبت فعاليتهاي الكترودرمال حائز اهميت است از آنجايي كه دست غالب هر فرد تمايل دارد كه مقاومت بيشتري را به خاطر وجود پينه هاي موجود پديد آورد. سر انگشتان دست غالب بيمار بيشترين تراكم غدد عرقي آكرين همراه با حداكثر مقاومت را دارا مي باشند.

   -الكترودها نبايد خيلي محكم بسته شوند:

  زيرا ممكن است سبب بروز يك فعاليت ضرباني جريان خون گردند. شل بستن الكترودها نيز منجر به تماس تناوبي پوست با الكترود و نوسان در سيگنال ثبت شده مي گردد.لذا در استفاده از الكترودها بهتر است از ژل استفاده نشود و هر موقع لازم شد، دست را با آب و صابون شسته و به خوبي خشك نمايند.

-           در استفاده از الكترودهاي Ag-AgCl‌از الكترودهاي حاوي نمك زياد نبايد استفاده نماييم.

-           بايد از عدم استفاده فراورده هاي داروويي فارماكولوژيك كه خواص ضد موسكاريني دارند، اطمينان حاصل كرد. زيرا گيرنده هاي عرق را غير فعال مي كنند.داروهاي ضد استرس و ضد افسردگي.

-           آنتي هيستامين ها و داروهاي مربوط به آلرژي و سرماخوردگي و داروهاي خواب آور و درماني آسم         (را غير فعال مي كنند.)نيز به عنوان كاهنده سيگنال GSR‌تلقي مي شوند.

 

  2- بررسي سيستماتيك يك GSR متر نمونه :

باتوجه به نمودار بلوكي ارائه شده در شكل 4 مي توانيم مشخصه مورد نياز هر بلوك را مورد بررسي و مطالعه قرار دهيم:

 

 - منبع جريان ثابت:

   1-قادر به توليد جريان هاي كم در حد 10  ميكروآمپر باشد.  2- بايد براي بارهاي متصل به زمين طراحي شده باشد يعني بار float نباشد. 3- جريان عبور كننده از بار بايد مستقل از مقدار مقاومت بار باشد.يعني با توجه به تغييرات مقاومت در طول آزمايش جريان تغيير نكند و ثابت باشد. 4- جريان از پايداري خوبي بهره مند باشد  و اگر آزمايش مدت زمان زيادي به طول انجاميد افتي در جريان ثابت، مشاهده نشود.

   - الكترود:

   براي اندازه گيري مقاومت پوست از انگشت اشاره مياني استفاده مي شود و لذا لازم است كه الكترودهايي استفاده شود كه انعطاف پذير بوده و قابليت شكل گيري با انگشتان دست را داشته باشند تا بتوان به خوبي جريان توليد شده توسط منبع جريان را به تمام قسمت هاي سطح پوست دو انگشت مورد نظر هدايت كرد.

   براي ثبت GSR از Ag-AgCl  استفاده مي شود ولي متاسفانه به دليل عدم وجود الكترودهاي انعطاف پذير Ag-AgCl  در بازار كه قابليت شكل گيري به دور انگشت دست را داشته باشد در اين پروژه الكترودهايي توسط فويل الومينيوم ساخته شد و براي ثبت سيگنال GSR مورد استفاده قرار گرفت و به منظور نويز و بهبود سيگنال براي الكترودها از سيمهاي شيلردار استفاده شده است و به علت افزايش دامنه تغييرات مقاومت از الكتروليت (ژل) استفاده ننموده ايم.

 

 

 

-  بافر:

ولتاژ خوانده شده از پوست قبل از ورود به تقويت كننده از يك بافر عبور داده مي شود كه اين كار به منظور تطبيق امپدانس براي انتقال بهينه ولتاژ مي باشد. در طراحي اين بافر  از ( op-amplop7c) استفاده شده چون جريان افست ورودي ناچيزي در حد نانو آمپر و ولتاژ افست ورودي در حد 150 ميلي ولت دارد.

   - تقويت كننده:

   سيگنال خروجي ازبافر وارد يك تقويت كننده با gain متغير مي شود. دليل استفاده از تقويت كننده با gain متغير اين است كه با توجه به سطح مقاومت پوست هر فرد  gain‌مناسب انتخاب شود تا بتوانيم تغييرات مقاومتي پوست را بهتر و با دقت بيشتري مشاهده كنيم.

- فيلتر:

   50 هرتز نويز غالب GSR است. از يك LowPass فيلتر استفاده مي شود چون فركانسcutt off را هم به صورت مقابل تعيين مي كنيم.

   - محدوده فركانسي (0.1 – 1) هرتز مطلوب است.

   - طبق مطالعاتي كه در مورد نمونه هاي تجاري اين دستگاه صورت گرفت، اغلب از فيلتر پايين گذر با فركانس قطع 1 هرتز استفاده مي شود.فيلتر Butherworth اكتيو مرتبه دو را انتخاب نمويم تا صاف ترين پهناي باند را به دست آوريم.

    - مبدل آنالوگ به ديجيتال:

   به دليل اينكه نمايش نهايي سيگنال GSR و تغييرات آن توسط كامپيوتر صورت مي گيرد، ابتدا بايد ولتاژ آنالوگ خوانده شده از پوست كه از تقويت كننده و فيلتر عبور كرده به صورت ديجيتال گردد.(   ) f با خصوصيات مطلوب زير بهره برده ايم:

   1- 12 bit

   2- خطي بودن در محدوده دمايي c(70-0)   

   3- حداكثر زمان تبديل اين  AID 35 ميكروثانيه است.

   4- سيگنال ورودي را در چهار محدوده مي توان به اين تراشه اعمال كرد.

با اين اوصاف به رزلوشني در حدود 224 اهم دست يافته ايم.

   ميكرو كنترلر:

  -  شرح وظايف ميكروكنترلر:

1-        خواندن اطلاعات از AID

2-        افزايش يا كاهش گين تقويت كننده با توجه به دستور مربوطه

3-        ارسال اطلاعاط به كامپيوتر از طريق پورت موازي

4-        نمايش افزايش يا كاهش گين روي ((7-sejment

5-        فرمان به LED‌وbv 220r به منظور اعلام عدم اتصال صحيح الكترودها به پوست

  -  نمايشگر:

   به دليل اينكه دستگاه بايوفيزيك GSE  ساخته شده علاوه بر قابليت اتصال به كامپيوتر نمايش سيگنال GSR و تغييرات آن توسط نرم افزار كامپيوتري ، قابليت كار كردن به طور جداگانه به خصوص در جايي كه امكان اتصال به  PC وجود ندارد را دارا مي باشد.يك نمايشگر در طراحي اين دستگاه در نظر گرفته شده است كه البته اين نمايشگر هنگام اتصال به كامپيوتر نيز فعاليت خود را ادامه مي دهد.

    3- كاربردها و بيماريها:

3-1 GSR و كاربردهاي آن:

   GSRmeter  وسيله اي براي نما يش تغييرات مقاومت يا رسانايي پوست ميباشد كه اين تغييرات ناشي از فعاليت غدد عرقي مي باشند كه در زير پوست هستند و تحت تاثير سيستم سمپاتيك مي باشند. هر چه ميزان برانگيختگي و تحريك عاطفي بيشتر باشد فعاليت غدد تعريق نيز بيشتر مي شود و در نتيجه مقاومت پوست كاهش  مي يابد.

  GSR در درمان انواع ترسها، اضطراب ، تعريق بيش از حد ، آسم، لكنت زبان و انواع نشانه هاي استرس استفاده مي شود. اين وسيله همچنين در تستهاي دروغ سنجي نيز كاربرد دارد.ورزشكاران نيز از اين تكنيك براي آمادگي قبل از مسابقات براي اطمينان از عدم اضطراب قبل از بازي استفاده مي كنند.(6)

-           كاربردهاي بالينيbiofeedback :

-    استرس

-           اضطراب

-           آسم

-           دفع غير ارادي مدفوع و ادرار

-           صرع بزرگ(grand mal epilepsy)

-           فعاليت بيش از حد(hyper activity)

-           افزايش و كاهش فشار خون

-           ميگرن

-           درد عضلات صورت و مفصل تيمپورومند يبولار

-           توان بخشي اعصاب و عضلات

-           Ranaud's syndrome (سردي دستها و پاها كه همراه با اضطراب است و به علت اسپاسم شرياني عضلات صاف مي باشد.

-           سردردهاي تنشي

-           سندروم tunnel carpal درد يا سوزش يا احساس مورمور و گزگز در انگشتان و دست كه گاهي به آرنج هم كشيده مي شود.

-           دردهاي مزمن

-           Phohias

-           اختلالات مربوط به خواب

-           اختلالات عروقي

-           وزوز گوش

   - 3-2 كاربردهاي GSR بايو فيدبك:

   Biofeedback از دهه 70 به بعد به عنوان وسيله اي جهت ايجاد relaxation مورد استفاده قرار گرفت.بايوفيدبك تكنيكي است كه فرد خود سطح هوشياريش را به صورت ارادي نظم مي دهد.

   مقالات زيادي ظرف مدت 25 سال گذشته در مورد اين موضوع مطرح شده است و تنايج به دست آمده نشان دادند كه:

1-        تحريك قشر مغز مي تواند منجر به relaxation ، هيپنوتيزم و يك آشكارساز سطح هوشياري توسط اراده فرد باشد.

2-        تحريكات سطح بالاي قشر مغز مي تواند منجر به افزايش سرعت خواندن و افزايش ظرفيت حافظه بلند مدت شان گردد.(سطح بالا شامل دامنه و هم تعداد نرونهاي درگير است.)

3-        تحريكات قشري يك رابطه خطي با قابليت هدايت پوست دارد.تحريك قشر مغزي قابليت هدايت پوست را مي افزاييد و بر عكس آن كاهش تحريك قشر مغزي مي تواند منجر به كاهش قابليت هدايتي پوست گردد. با يك وسيله سنجش حساس مي توان با چند ساعت آموزش ياد گرفت كه چگونه سطح تحريك غير ارادي قشر مغز را تحت كنترل ارادي در آورده و آن را محدود ساخت.

      در مورد GSR   يك تئوري هم مطرح مي شود كه بسيار حائز اهميت است.

     Revers theory :

   تئوري معكوس بيان مي كند كه ميزان تغييرات GSR در مورد حالت meditation (تفكر عميق) activity‌ است.يعني امپدانس بالا در حالت activity نشانه relaxation و امپدانس پايين در اين حالت نشانه stress است.ولي در حالت تفكر عميق دقيقا" بر عكس است.

  3-1: استرس و اثرات ناشي از آن:

   بيوفيدبك و استرس هر دو با واكنش هاي غير ارادي سيستم عصبي خودمختار به ويژه بخش سمپاتيك ارتباط دارند و همانطور كه پيش از اين نيز اشاره شد هدف عمده كاربرد هاي باليي بيوفيزيك، دست يابس به سطح مطلوبي از كنترل ارادي برايندهاي فيزيوليژيك يا به عبارتي مهار سمپاتيك و اثرات ناشي از آن است.از آنجا كه فهم نحوه تاثير استرس بر سيستم عصبي خود مختار و شناخت پاسخ هاي روان تني همراه با استرس زيربتاي مهم مكانيزم اثر بيوفيدبك به نطر مي رسد، لذا در اينجا به طور اجمالي توضيحاتي در مورد استرس و اثرات آن آورده مي شود.

   3-1-1: استرس و پاسخ هاي روان تني همراه با آن:

    استرس عبارت است از فشاري كه در اثر مقابله كردن يا سازگار شدن با تغيير موقعيت ها به بدن وارد مي شود.از آنجايي كه موقعيت هاي استرس زا ممكن است از فردي به فرد ديگر متفاوت باشد، به همين دليل آنچه مهم به نظر مي رسد احساس دروني ناشي از فشار است نه خود فشار.استرس ها يك بخش جدايي ناپذير از زندگي ما هستند. استرس را مي توان مكانيسمي براي ايجاد تعادل دروني به حساب آورد؛ چرا كه پاسخ هايي كه در اثر عوامل استرس زا توسط بدن ايجاد مي شود براي باز گرداندن بدن به وضعيت عادي هستند.

   بر خلاف شهرت بد آن، استرس يكي از بهترين سيستم هاي دفاعي بدن محسوب مي شود.به هنگامي كه ما احساس خطر مي كنيم، - مثلا" زماني كه يك ماشين به سمت ما مي آيد- بدن ما آدرنالين و بعضي مواد شيميايي ديگر ترشح ميكند كه هوشياري ما را بيشتر مي كند،فشار خون را بالا مي برد ، نيروي ما را زياد مي كند و سرغت عكس العمل ما را بالا مي برد.

   بايد توجه داشت كه ميزان معيني از استرس براي عملكرد ما ضروري است و به عبارت ديگر، ميزان متوسطي از استرس باعث بهبود عملكرد مي شود. حتي بعضي از افراد تحت شرايط فشار و استرس قادر هستند كه كارها و وظايفشان را در حد مطلوب تري انجام دهند. به عنوان مثال وقتي شما فرصت كمي براي انجام كاري داريد يا وقتي احساس كنيد كه ممكن است موقعيتتان را به خاطر انجام ندادن كاري از دست بدهيد، تلاش بيشتري براي رسيدن به هدف مورد نظر انجام خواهيد داد.

   البته چيزي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه ما مطمئن شويم كه اين استرس براي مدت زمان طولاني ادامه پيدا نمي كند و بر سلامتي ما تاثير نخواهد گذاشت.

   پاسخ ها و نشانه هاي استرس گوناگونند ولي به طور كلي مي توان آنها را در سه دسته زير تقسيم بندي كرد:

1-پاخ ها و نشانه هاي جسمي:

مانند: افزايش ضربان قلب، افزايش فشار خون، تعريق كف دستها،‌سفت و محكم شدن ماهيچه هاي سينه،‌گردن، فك و پشت ، اسهال، يبوست، لرزيدن، لكنت زبان و ساير اختلالات زباني ، احساس تهوع و استفراق، اختلال در خواب، احساس خستگي، تمفس سطحي ، خشكي دهان ،‌كم شدن ايمني و مقاومت بدن در برابر بيماري ها، سردي دستها ، خارش، به آساني از جا پريدن، دردهاي مزمن و تنگي نفس.

2- پاسخها و نشانه هاي عاطفي:

مانند: زودرنج شدن، طغيان و عصبانيت، افسردگي؛ سوء ظن، بيقراري و اضطراب، كاهش ابتكار و خلاقيت، فقدان علاقه، تمايل به گريه، كوچك شمردن خود، وهم و خيال، بي حوصلگي، ايجاد نگرش منفي، تضعيف تمركز؛مشغوليت فكري و كاهش اعتماد به نفس.

3-پاسخ ها و نشانه هاي رفتاري:

مانند: افزايش سيگار كشيدن، انجام رفتارهاي پر خطر مانند رانندگي هاي جنون آميز، افزايش در مصرف مواد الكلي يا دارويي ،بي دقتي، كم خوردن، زياد خوردن و خنده هاي عصبي وبي صبري.

3-1-2: تاثيرات استرس بر سيستمهاي مختلف بدن:

- سيستم عصبي مركزي: اضطراب ، افسردگي و خستگي.

- سيستم قلبي- عروقي: زيان رساندن به عملكرد قلب كه مي تواند سبب آنژين صدري شود و انقباض عروق محيطي كه سبب افزايش فشار خون مي شود.

- سيستم گوارشي: بهم خوردن معده و حتي زخم معده، اسهال، گامتدليت(التهب مخاط معده) كوليت و زخم در دهان.

- سيستم عصلاني – اسكلتي: كشش در عضلات اسكلتي و مفاصل كه منجر به پشت درد و دردهاي عضلاني مي شود و آمادگي براي آرتريت و بيماري هاي فرسايشي آرتريت روماتوئيد.

- سيستم ايمني: تضعيف سيستم دفاعي بدن همراه با كم شدن مقاومت در برابر عفونت، بيماري هاي ويرووسي( تضعيف سيستم دفاعي) ، آلرژي ها و تغييرات سلولي خطرناك مانند سرطان.

4-3: كاربرد GSR‌ در polygraph:

اصولا" دروغ گفتن ايجاد استرس مي نمايد. لذا با ايجاد استرس تعريق افزايش مي يابد و GSR پوست تغيير مي كند ولي در  Polygraph از نسبت GSR به GSC استفاده مي شود كه حساسيت كمتري به فرد دارد و حالت عمومي تري دارد.

 

نتيجه گيري:

-           بحث:

  به واسطه GSR مي توان به درمان بيماري هاي مرتبط با اختلالات سيستم سمپاتيكي پرداخت و همچنين

مي توان از اثرات مخرب استرس در زندگي روزمره كاست .

   در دانشگاه  queenlancl استراليا پروژه اي طراحي و ساخته شده است كه به واسطه آن اثرات استرس را بر بيماراني كه داخل  MRI gantry قرار مي گيرند، مورد بررسي قرار مي دهند.

   پيشنهاد: همانطور كه ميدانيد امروزه به واسطه تلفيق تصاوير PET,MRI به تعيين محدوده تحريك و عمل يك حس يا حركت خاص در قشر مغز مي پردازند كه اين امر خود مستلزم قرار گيري فرد مورد آزمايش در داخل  gantry است.لذا اثرات استرس مي تواند بعنوان يك  noise‌در پردازش تصوير نهايي قشر محسوب شود . لذا به واسطه GSR مي توان زمان استرس را به دست آورده و در حالت relaxation كامل بيمار تصوير MIR,PET فرد را تشكيل داده و نقاط تحريك حاصل از استرس محيط را تعيين محدوده نمائيم و در انتها براي پردازش تصاوير مربوط به اعمال ديگر (تصوير استرس در مغز) را به صورت يك offset در نظر گرفته، تصوير نهايي حاصل از تفاضل اين دو را به عنوان جايگاه تحريك عمل در مغز در نظر بگيريم.

-           پيشنهاد در زمينه درمان وزوز گوش:

 با استفاده از GSR   و آزمون فركانس هاي غالب در موزيك ها و ريتم هاي طراحي شده براي اين كار فركانسي را كه در بيمار مبتلا به وزوز (ذهني يا عيني) موجب آزار فرد گرديده است را به دست آورد.

كم كم با آموزش فرد به واسطه واداشتن او به گوش كردن به آهنگ هايي در محدوده فركانسي وزوز گوش، صداي ذهني يا عيني شنيده شده را با موزيك مطلوب جايگزين نمود و اين امر مي تواند عامل استرس زاي وزوز را بكاهد و ديگر اينكه وزوز و استرس اثر متقابل بر هم دارند و اگر تنها عوامل استرس زا را از بين ببريم از آثار وزوز نيز كاسته مي شود.